ایرانیان در دوران باستان هم مخالف سلطهگری بودند
به گزارش وبسایت صنعت جهان، موسی نجفی با اشاره به پدیده استعمار و نسبت آن با تمدنهای شرق و ابعاد آن اظهار داشت: پدیده استعمار با تاریخ قدیم و جدید مغرب زمین آمیختگی ذاتی دارد.
وی افزود: در این گونه آثار تمدن یونانی – اروپایی که نماد آزادگی و سروری است در برابر آسیا و آفریقا به عنوان نماد بربریت قرار میگیرد، بدین معنا که یک طرف کره زمین را تمدن و طرف دیگرش را بربریت فراگرفته است.
نجفی گفت: با حمله اسکندر، در سده چهارم پیش از میلاد این شرق ستیزی آشکارا به ایران ستیزی مبدل شد، هر چند سلوکیان به مستعمره سازی در آسیا ادامه دادند ولی با حاکمیت اشکانیان کم کم جای پای خود را از دست دادند.
وی ادامه داد: رومیان بعدها به عنوان نماد تمدن اروپایی و جانشین یونانیان به این دو قطبی سازی ادامه دادند که البته دو امپراتوری اشکانی و ساسانی مانع جدی این مستعمره سازی رومیان شدند از اینجا به بعد در گفتمان استعماری اروپایی ایران ستیزی در محور توجه قرار گرفت و نماد وحشیگری در مقابل تمدن یونانی شد.
نجفی افزود: با فتح کارتاژ به دست مسلمانان و باز شدن راه اروپا و فتح طلیطله، پایتخت اسپانیا، شرق ستیزی غربیان به مرحله تازهای رسید و این بار مسلمانان محور وحشیگری تلقی شدند.
وی گفت: بعدها، با سقوط غرناطه مسلمان نشین به دست امپراتوری کاتولیک اسپانیا و کمی پیش از آن فتح قسطنطنیه و سقوط امپراتوری روم شرقی ماجرای شرق ستیزی غربیان وارد فصل جدیدی شد.
نجفی ادامه داد: همچنین با ورود دریانوردان پرتغالی و وصل شدن اقیانوس اطلس به اقیانوس هند مرحله چند فرهنگی جهانی مبتنی بر دریا شکل گرفت و این مرحله جدید استعمارگری با وحشیگری غربیان فصل خونینی از خشونت و غارت استعمارگران را رقم زد.
وی افزود: با رفتن اروپاییان به آمریکا، گفتمان شرق ستیزی به صورت دیگر ستیزی و غیر کاتولیک ستیزی گسترش یافت. با بیرون رفتن اسپانیاییها که وارث پرتغالیها در استعمارگری بودند انگلیسیها و فرانسویها و هلندیها به طمع استعمارگری راهی شرق و سرزمینهای شمالی آمریکا شدند.
نجفی تاکید کرد: با توجه به تاریخ جدید و قدیم ایران و جهان میتوان به خوبی این نکته را دریافت که ایرانیان، حتی هنگامی که جز حکومتهای قدرتمند منطقه و جهان بودند، غالباً از استعمارگری و وحشیگری به دور بودند و حتی در کشور گشاییهایی که داشتند به جز موارد اندک، هیچگاه فقر و فلاکت و ویرانی را از خود باقی نمیگذاشتند.
وی گفت: ایرانیان در دوران باستان قطب مخالف مستعمره سازی یونانیان و رومیان بودند؛ در قرون دهم و یازدهم قمری در مقابل متجاوزان پرتغالی و اسپانیایی قرار گرفتند؛ در قرون بعدی نیز از سلطه طلبان غربی به ویژه انگلیسیها، رنج فراوانی کشیدند.
نجفی ادامه داد: و در دهههای اخیر هم به عنوان بزرگترین مانع سلطهجویی و زیاده خواهی آمریکاییها، کوشیدند که کشوری سربلند و پر عزت باشند و به یمن انقلابی جهانی به نام انقلاب و تمدن اسلامی از هویت و شخصیت خود و دیگر مسلمانان دفاع کنند.
وی افزود: جریان استعمار شناسی ایرانی ماجرای چند هزار ساله ملتی است که سلطهگر و سلطه پذیر نبوده و هم چنان زنده و پرنشاط و پویا باقی مانده است.
نجفی تاکید کرد: بنابراین مجموعه آثار استعمار شناسی ایرانی و البته استعمار شناسی ایرانی – اسلامی در پی دستیابی و سنجش نوعی نگرش بومی به این ماجرای جهانی است.
وی گفت: استعمارگران در کنار کشورگشاییهای خود متوجه ابعاد دیگر سلطه و نفوذ برای تداوم تجاوزهای خود شدند که همان
