تبدیل «تهدید مجازی» به «فرصت واقعی»؛ هنرِ مدیریت بحران
به گزارش وبسایت صنعت جهان، مدیریت اطلاعرسانی در بحرانهای طبیعی و نقش شبکههای اجتماعی در شکلدهی افکار عمومی در هنگام بروز چنین بحرانها، اهمیت زیادی در کاهش اضطراب اجتماعی و هدایت رفتار شهروندان دارد. محققان کشور در این باره مطالعهای را انجام دادهاند.
در سالهای اخیر، وقوع بحرانهای طبیعی مانند زلزله، سیل و طوفان به یکی از نگرانیهای جدی جوامع تبدیل شده است. در چنین شرایطی، مردم نیازمند دسترسی سریع به اطلاعات درست و قابل اعتماد هستند. اطلاعرسانی دقیق میتواند جان انسانها را نجات دهد و مسیر امدادرسانی را هموار سازد. در مقابل، انتشار اطلاعات نادرست یا ناقص میتواند باعث سردرگمی، ترس و تصمیمهای اشتباه شود.
در این میان، شبکههای اجتماعی جایگاه ویژهای پیدا کردهاند. پلتفرمهایی مانند تلگرام و اینستاگرام به دلیل سرعت بالای انتشار محتوا، دسترسی گسترده و امکان تعامل مستقیم با مخاطبان، به منبع اصلی دریافت خبر برای بسیاری از شهروندان تبدیل شدهاند. با این حال، همین ویژگیها باعث شده است که این فضا مستعد انتشار شایعات و اخبار جعلی نیز باشد.
تجربه برخی بحرانها در کشور نشان داده که بخش قابل توجهی از اخبار منتشرشده در ساعات اولیه، فاقد منبع معتبر بودهاند. موضوعی که نهتنها اعتماد عمومی را کاهش داده، بلکه روند امدادرسانی و مدیریت بحران را نیز با مشکل مواجه کرده است. نبود هماهنگی میان نهادهای مسئول، ضعف نظارت بر محتوا و فقدان یک راهبرد مشخص برای اطلاعرسانی، دلایل اصلی این وضعیت هستند.
در همین راستا، بیتا شاهمنصوری، استادیار گروه علوم ارتباطات و مدیریت رسانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، همراه با سه نفر از همکاران دانشگاهی خود، پژوهشی را با تمرکز بر مدیریت اطلاعرسانی بحرانهای طبیعی در شبکههای اجتماعی انجام دادهاند. این پژوهش تلاش کرده است تصویری روشن از نحوه انتشار اخبار در شرایط بحران ارائه دهد و نشان دهد چگونه میتوان با یک رویکرد هدفمند، از گسترش اطلاعات نادرست جلوگیری کرد.
پژوهشگران تعداد زیادی از پستهای خبری منتشرشده در کانالها و صفحات رسمی تلگرام و اینستاگرام را در بازه زمانی فروردین ۱۴۰۰ تا شهریور ۱۴۰۳ بررسی کردند. این پستها بهصورت هدفمند انتخاب شده و سپس با یک فرآیند مرحلهبهمرحله، الگوها و موضوعات مشترک میان آنها استخراج شد. محققان سپس با تحلیل مضمون، به دنبال مفاهیم تکرارشونده و معنادار در متنها بودند تا بتوانند تصویر کلیتری از رفتار رسانهای در یک موقعیت خاص، مانند بحران طبیعی، به دست آورند.
بر اساس یافتههای این پژوهش، محتوای منتشرشده در شبکههای اجتماعی را میتوان در قالب ۲۶ مضمون پایه و ۹ مضمون سازماندهنده دستهبندی کرد که در سه مقطع زمانی پیش از بحران، حین بحران و پس از بحران شکل میگیرند. پیش از بحران، تمرکز اصلی پیامها بر آگاهیبخشی، رصد شرایط و آموزش عمومی بوده است. در زمان وقوع بحران، اطلاعرسانی سریع، ابراز همدلی و نقش دروازهبانی خبر اهمیت پیدا میکند. پس از بحران نیز تحلیل رویدادها، مطالبهگری اطلاعات از نهادهای مسئول و تلاش برای آرامسازی فضای روانی جامعه دیده میشود.
در نتیجهگیری این پژوهش آمده است که راهبرد رسانهای موجود در شبکههای اجتماعی برای مواجهه با بحرانهای طبیعی، تا حد زیادی غیرفعال و فاقد انسجام است. نقش دروازهبانی خبر بهدرستی ایفا نشده و همین موضوع بر دقت و اعتبار اخبار منتشرشده تأثیر منفی گذاشته است.
پژوهشگران تأکید میکنند که مدیریت اطلاعرسانی در این فضا نیازمند برنامهریزی مشخص، سازماندهی منابع، استفاده از نیروی انسانی متخصص و نظارت مستمر است تا بتوان از ظرفیت بالای شبکههای اجتماعی بهدرستی استفاده کرد. برای بهبود وضعیت، باید برای هر سه مرحله بحران راهکارهای عملی در نظر گرفت.
پیش از بحران، تدوین پروتکلهای مشخص اطلاعرسانی، آموزش شهروندخبرنگاران و ایجاد کانالهای رسمی مشترک میان نهادهای امدادی ضروری
