تصمیم بگیرید!
به گزارش وبسایت صنعت جهان، محمد رستمپور، پژوهشگر سیاسی در یک یادداشت در روزنامه وطن امروز درباره نتایج اجتماعی و سیاسی انحلال بانک آینده نوشت:
فریاد «رضاشاه، روحت شاد» مدتها بود که سر داده نشده بود؛ شاید ۳ سال، اما ۶ روز پیش، در پی خرابی مترو مسیر تهران – گلشهر، گروهی از مسافران این شعار را دوباره سر دادند. آنها مجبور شدند در میانه راه، مترو را ترک کنند و پیاده به سوی ایستگاه یا جاده عبوری حرکت کنند. از آبان ۹۸ تا خرداد ۱۴۰۱، بارها جامعهشناسها، اهالی رسانه و اقتصاددانها، چرایی سر دادن این شعار را سوژه تحلیل و یادداشت کردند. پررنگترین مضمون مورد اشاره، نیاز جامعه به شکلی از اقتدارگرایی یا کارآمدی نهادی یا کاریزمای شخصی برای حل مسائل و مشکلات موجود بود.
به تعبیر گویاتر، انداختن نانوا در تنور یا خواباندن مهندس سازنده روی ریل، در واقع، تجسم آرزوها و خواستههایی بود که جامعه از نظام سیاسی داشت. گمان جامعه این بود که خشونت رضاشاه در ساخت یک نظم اجتماعی که مثلاً در مقابله با عشایر و روستاییان به سقوط دامداری در ایران انجامید یا کشیدن خط آهن از جنوب به شمال، لازمه یا نیازمندی پیشبرد پروژه کلی توسعه در ایران بود.
این تقاضا یا تمنا ویژه جامعه ایران نیست. امانوئل کاستلز، جامعهشناس آرژانتینی در کتاب «از همگسیختگی» معتقد است که مردم در دوسوم کشورهای جهان، پارلمان را ناکارآمد میدانند و اساساً تمایل به ترامپ و سیاست ترامپیستی در جهان به دلیل تقاضا برای حل مسأله بود. این تقاضا تا جایی پیش رفته که در نظر برخی، دموکراسی از آن اعتبار و شکوهمندی معمول در قرن بیستم افتاده است.
بر اساس یک پیمایش اکونومیست، در ۱۵ سال گذشته، احزاب راست افراطی دستاوردهای قابل توجهی در سراسر اروپا داشتهاند و اکنون محبوبترین خانواده احزاب سیاسی اروپا را از نظر سهم آرا تشکیل میدهند. در مقابل، مردم در کشورهای مختلف جهان از بیتصمیمی، تعلل در اقدام، کند بودن و البته گفتاردرمانی و شعارزدگی در سیاست خستهاند.
بیتصمیمی مقامات سیاسی و مدیران اقتصادی در عرصههای عمومی و شرکتهای خصوصی، به از دست رفتن فرصتهای رقابتی، کاهش اعتماد اجتماعی و نوعی سیاستگریزی یا سیاستپرهیزی منجر میشود. در محیطهای پرتلاطم مانند سیاست در ایران، بیتصمیمی به «فلج تحلیلی» میانجامد؛ جایی که مسؤولان به جای عمل، در چرخه بیپایان «پیگیری» و «بررسی» میافتند و این اتفاق، تضعیف مشروعیت دولت را در پی دارد.
رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری در شهریور ۱۳۸۳ تصریح میکردند: «مشروعیت همه ما بسته به انجام وظیفه و کارایی در انجام وظیفه است و هرجا کارآمدی نباشد، مشروعیت از بین خواهد رفت». رهبر انقلاب در دیدار رمضانی مسؤولان نظام در اسفند ۱۴۰۳ نیز رکن ناکارآمدی سیاسی امروز را بیتصمیمی میشناختند و تأکید داشتند: «بعضی از مدیران ما، متأسفانه دیده شده، فکر میکنند بیخطرترین کار، تصمیم نگرفتن است، چون تصمیمگیری احتمال اشتباه و خطر و بعد، یقهگیری و مچگیری و اینچیزها را دارد دیگر، پس کار بیخطر این است که انسان تصمیم نگیرد؛ این جزو خطرناکترین فکرهاست».
در کشوری که از نواحی متعدد متأثر از تحریمهای ظالمانه است، تأخیر در تصمیمگیریهای اقتصادی، به نارضایتی عمومی و اعتراضات اقتصادی دامن میزند. در نگاه برخی پژوهشگران، قاطعیت حتی اگر به تصمیمات پرریسک منجر شود، بهتر از بیتصمیمی است، زیرا اعتماد عمومی را حفظ میکند و عجیب اینجاست که بیتصمیمی و وابستگی ذهنی
