درباره بیانیه میرحسین موسوی؛ حقیرتر از پهلوی!
به گزارش وبسایت صنعت جهان، میرحسین موسوی با انتشار بیانیهای در واکنش به اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دیماه، فاز جدیدی از همراهی خود با جریان ضدایران را آغاز کرده است. این بیانیه، ظاهراً واکنشی به اتفاقات هفتههای گذشته است، اما بررسی سیر سیاسی موسوی نشان میدهد که مواضع او ریشه در روندی دارد که او را به سمت گرایش به جریانهای ضدایرانی سوق داده است.
سیر رادیکالیسم موسوی از سال ۸۸ آغاز شد، اما وی در آبان ۱۳۹۸ رسماً با نظام و انقلاب مرزبندی کرد. این اقدام ناگهانی دولت تحت حمایت او در افزایش قیمت بنزین، اعتراضات مردمی را رقم زد که متأسفانه به اغتشاش کشیده شد. موسوی با بیانیهای مقابله با اغتشاشات را با حادثه ۱۷ شهریور ۵۷ مقایسه کرد. در همان مقطع، گروههای سلطنتطلب و ضدایرانی بیش از گذشته فعال شدند و او نیز همسو با جریانهای معارض، خطوط حرکت خود را در مسیر فشار به نظام ترسیم کرد.
این برهه یکی از نقاط عطف فاصله گرفتن او از مصالح ملی و گرایش به معارضان انقلاب بود و رفته رفته مواضع او تشدید شد. مواضع او، در کنار رنگ و بوی عناد با انقلاب، ترسیم مسیری برای دستیابی احتمالی به قدرت هم هست.
در ماههای گذشته، اپوزیسیون هرکدام تلاش دارند با خوش رقصی برای ترامپ، خود را بعنوان نماینده مردم برای آنچه دوران گذار مینامند معرفی کنند. مواضع امروز موسوی و همچنین اظهارات او درباره تشکیل مجلس موسسان بعد از جنگ ۱۲ روزه، نشان میدهد که حلقه مشاوران وی در تشدید رادیکال شدن موسوی نقش داشته و تلاش دارند موسوی را به عنوان آلترناتیو سیاسی داخلی مطرح کنند. طرح مجلس موسسان پس از جنگ ۱۲ روزه و بحثهای مرتبط با تغییر ساختار حکومت، او را تنها در همین مدار میتوان بررسی کرد.
آنچه در بیانیه اخیر موسوی بهطرز آشکاری به چشم آمد، عدم صحبت از نقش دشمنان خارجی در این وقایع بود. وقتی موساد در بیانیه آشکار و همچنین مایک پمپئو وزیر خارجه اسبق آمریکا رسما اعتراف به حضور ماموران موساد در خیابانها میکنند، موسوی انگشت اتهام را به طرف نظام نشانه میرود. حتی خاتمی یا عبدالکریم سروش هم در مواضع خود نتوانستند نسبت به خشونت افسارگسیخته آشوبگران و عوامل خارجی ساکت باشند، اما دست فرمان میرحسین موسوی، هم جهت با امثال رضا پهلوی بود که تمام و کمال تمام تقصیرها را متوجه نظام کردند.
آنچه در بیانیه اخیر موسوی بهطرز آشکاری به چشم آمد، عدم صحبت از نقش دشمنان خارجی در این وقایع بود. شاید اگر بخواهیم موسوی را چهرههای معاصر مقایسه کنیم، مقایسه با رجال وادادهی تاریخ معاصر ایران، مانند سید ضیاءالدین طباطبایی یا محمدعلی تقیزاده، در نگاه اول اغراقآمیز به نظر برسد، اما با دقت در سیر مواضع و ادبیات سیاسی موسوی، روشن میشود که او حتی از آن الگوهای تاریخی نیز عبور کرده است.
منبع: تسنیم
