سه روی یک سکه رئیسجمهوردزدی» آمریکا برای تمدن غرب
به گزارش وبسایت صنعت جهان، ماجرای ونزوئلا یک رویداد شفاف است که حقیقت عریان تمدن غرب را در قرن بیستویکم نشان میدهد. این 사건 میتواند به سه روی یک سکه مورد تحلیل قرار گیرد.
فروپاشی حقوق بینالملل بهعنوان ابزاری برای عدالت، یکی از دلایل این رویداد است. در ادبیات رسمی غرب، حقوق بینالملل باید ضامن امنیت دولتها باشد و مانع تجاوز قدرتهای بزرگ شود. اما در آزمون ونزوئلا، سازمان ملل سکوت کرد، شورای امنیت تعطیل است، کمیسیون حقوق بشر غایب است، و دادگاههای بینالمللی بیاثر هستند. این سکوت تصادفی نیست بلکه ماهیت واقعی حقوق بینالملل لیبرال را برملا میکند. حقوق بینالملل ابزاری در خدمت قدرت مسلط است و وقتی متجاوز خود معمار نظام است، قانون یا تعلیق میشود یا بازتفسیر میشود. در این صورت، «رئیسجمهوردزدی» آمریکا نه نقض نظم جهانی بلکه اجرای بیواسطه آن است.
در ماجرای ونزوئلا، الگوی تکرارشونده «مذاکره-انفعال-ضربه» نشان داده شد. این الگو در بسیاری از موارد تکرار شده است، از جمله در ایران، لیبی، سوریه، سودان و اوایل سال جاری میلادی در ایران. در این الگو، اعلام آمادگی برای مذاکره با آمریکا و همزمان حمله نظامی رژیم صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا تکرار میشود. این الگو نشان میدهد که مذاکره در منطق آمریکا ابزار حل مسئله نیست، بلکه بخشی از جنگ ترکیبی برای شکستن مقاومت ملت است.
ماجرای ونزوئلا همچنین نشانهای از بحران درونی تمدن غرب است. تمدنی که پس از جنگ جهانی دوم، قدرت خود را نه فقط با سلاح، بلکه با روایت اخلاقی تثبیت کرده بود. اما امروز این روایت دیگر کار نمیکند. وقتی رئیسجمهور یک کشور ربوده میشود و هیچ نهاد جهانی واکنش نشان نمیدهد، نقاب اخلاقی قدرت فرو میافتد. این تغییر نشانه قدرت نیست، بلکه نشانه فرسودگی یک نظم در حال افول است.
ماجرای ونزوئلا یک پیام دارد: برای جهان، برای جبهه مقاومت و برای کسانی که هنوز به اصلاح نظم موجود دل بستهاند. این نظم، اصلاحپذیر نیست. چون مسئله خطا یا سوءمدیریت نیست، بلکه ذات نظم آمریکایی است. دنیا امروز به یک نظم جدید نیازمند است: نظمی بر پایه حقوق مشترک ملتها، منافع واقعی و متوازن و کرامت انسانی، نه اراده قدرتهای مسلط.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
