سه شنبه , 16 دی 1404 2026 - 01 - 05 ساعت :
» سینما » سینمای بی‌پناه اروپا/ چرا جشنوارۀ کن به جای دفاع از سینمای آرت‌هاوسیِ اروپا پناهی را تحویل می‌گیرد؟
سینمای بی‌پناه اروپا/ چرا جشنوارۀ کن به جای دفاع از سینمای آرت‌هاوسیِ اروپا پناهی را تحویل می‌گیرد؟
سینما

سینمای بی‌پناه اروپا/ چرا جشنوارۀ کن به جای دفاع از سینمای آرت‌هاوسیِ اروپا پناهی را تحویل می‌گیرد؟

آذر ۱۸, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، در انتهای سال میلادی، آثار سینمایی اروپا و آمریکا در معرض قضاوت قرار می‌گیرند. از این میان، «ارزش عاطفی» اثر جدید فیلمساز نروژی «یواخیم تریر» یکی از آثار مهم و قابل توجه جشنواره‌ای در سال رو به پایان میلادی به حساب می‌آید.

این فیلم رقیب اصلی «یک تصادف ساده» جعفر پناهی برای کسب جایزه اول فستیوال فیلم کن، یعنی «نخل طلا» بود که در نهایت قافیه را به یکی از اصلی‌ترین محصولات صنعت مخالفت باخت و تنها موفق به دریافت جایزه بزرگ این جشنواره شد. اما به چه فاکتور‌هایی می‌توان اشاره کرد که «ارزش عاطفی» به‌عنوان فیلمی قابل توجه جدی گرفته شود؟

«ارزش عاطفی» از حیث ساختار روایی و ساختمان بصری جایی میان ملودرام‌های هالیوودی و آثار «اینگمار برگمان» قرار می‌گیرد. این فیلم تلاش می‌کند بین تأکید بر قصه‌گویی به سیاق محصولات کلیشه‌ای هالیوودی و مود شخصی برگمان در فیلم‌های شالوده‌شکن مدرنیستی در نوسان باشد.

«گوستاو بورگ» (استلان اسکاشگورد) کارگردان مطرح سینما، در این فیلم بعد از شنیدن خبر درگذشت همسر سابقش، برای بازپس گرفتن خانه قدیمی خانوادگی از فرزندانش به اُسلو سفر می‌کند. اما تصمیم می‌گیرد تا براساس زندگی پرحادثه مادرش، که در دوران اشغال نازی‌ها عضو جنبش مقاومت نروژ بوده، پس از سال‌ها پشت دوربین برود و با طرح و ایده‌ای از خود فرایند ساخت فیلم جدیدش را آغاز کند.

گوستاو از دختر بزرگش، «نورا» (رناته رینسوه) می‌خواهد تا در نقش مادر رنج‌دیده‌اش به ایفای نقش بپردازد، اما نورا که خود یک بازیگر شناخته‌شده تئاتری است، از این پیشنهاد استقبال نمی‌کند. گوستاو سپس برای جایگزین کردن وی در پروژه به سراغ «ریچل کمپ» (اِل فانینگ) می‌رود.

فیلم روی تروما‌ها و خاطرات خانوادگی دست می‌گذارد تا بر اساس و یمن وجود جادوی سینما، مشکلات و موانع را یکی پس از دیگری از سر راه بردارد و رابطه پدر و دخترانش را ترمیم کند. تم بازگشت به خانواده و عبور از فردمحوری در میانه وضعیت بلبشویی که سینمای اروپا گرفتار آن شده، قابل تأمل است.

«ارزش عاطفی» فارغ از قاب‌های هندسی، جلوه‌های اپتیکی و ارجاع به گذشته از طریق فلاش‌بک و تلاش برای شخصیت‌پردازی، از معماری بیرونی سکونتگاه خانوادگی گوستاو چندان تلاشی برای قوام بخشیدن به ایده‌های روایی‌اش نمی‌کند. دختران گوستاو در بیشتر لحظات فیلم، رابطه‌ای عادی با وی برقرار می‌کنند و حتی نوع بازی‌شان در بزنگاه‌های عاطفی هم نمایانگر مسئله‌ای خاص و پیچیده با پدرشان نیست.

همانطور که پیش‌تر اشاره شد، فیلم مابین راهکار‌های هالیوودی در ملودرام‌های روان‌شناسانه و سینمای روشنفکرانه و آرت‌هاوسی برگمان در رفت‌وآمد است. برای نمونه ساخت رابطه مجدد گوستاو و نورا با کمک گرفتن از الگو‌های هالیوودی به نتیجه می‌رسد و در لحظاتی که آمبیانس محیط به صدای غالب درون کادر تبدیل می‌شود، بی‌شباهت به آثار برگمان نیست.

گوستاو به اسلو بازمی‌گردد تا خاطرات بد گذشته را جبران کند و به یک پدر نمونه بدل شود، اما تصویر و نوع نگاه فیلم‌ساز به این شخصیت نه‌تنها از گوستاو یک پدر بی‌مسئولیت و بی‌فکر نمی‌سازد، بلکه چند سوال مهم را در ذهن پدید می‌آورد. گوستاو مرد خوب، منطقی و بااحساسی است پس باید لاجرم در پس‌زمینه روایت دنبال نقطه سیاه زندگی‌اش گشت.

فیلم هیچ اشاره‌ای ولوضمنی، به‌جز تروما‌های مادر گوستاو، نمی‌کند تا خلأ حضور پدر در خانواده و تأثیر آن روی نورا و اگنس مشخص شود. از سوی دیگر، دختران خانواده نیز نه‌تن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×