مادری که برای پیکر پسرش حنابندان گرفت!
به گزارش وبسایت صنعت جهان، روبخیر صفارزاده مادر داغدار یک شهید و سه فرزند دیگر، امروز در دزفول زندگی میکند. این مادر که خانهاش سه بار زیر موشک فروریخته، اما دلش هرگز نریخته، داستانی پر از صبر و شکیبایی دارد که سالهاست پا جای پای حضرتامالبنین (س) گذاشته است.
در این داستانی که از جنگ و شهادت دو پسرش، مسعود و عبدالأمیر خرمی، حکایت میکند، روبخیر سکوت و غم را به جرات شکست. آن مادر که دیگر از فراق و شهادت فرزندانش سخت نمیگردد، برای پسرانش حنابندان گرفت و در غسالخانه دست و پایش را حنا بست. این قصه که روز به روز در دل مردم دزفول جایگزین شده است، حکایت از صبری است که مادر چهار جوانش، با خود به دنیا آورده است.
این مادر که در سالهای جنگ، خانهاش هر بار بعد از موشکزنی ویران میشد، اما با همان لبخند آرامِ مادرانه میگفت: نه شهدای من از دیگر شهدا بالاترند، نه داغ من از داغ مادران دیگر سنگینتر. او که سالهاست در دزفول زندگی میکند، این روزها هم با چادری که گوشهاش خیس اشک شده است، قدم میزند. آن روزها که پسرش مسعود برای دامادیاش آماده میشد، مادرش به او میگفت: پسرم در لباس دامادی شاخ شمشادی میشد، هزار بار رؤیای دامادیاش را پشت پلکهایم دیدم.
روبخیر صفارزاده که برای پسرانش حنابندان گرفت و در غسالخانه دست و پایش را حنا بست، امروز در دزفول زندگی میکند و این قصه از صبر و شکیبایی او حکایت میکند. او که سالهاست پا جای پای حضرتامالبنین (س) گذاشته است، داستانی پر از صبر و شکیبایی دارد که در دل مردم دزفول جایگزین شده است.
با وجود این که روبخیر صفارزاده سالهاست مادر شهدا شده است، اما هنوز هم در دل مردم دزفول جایگاه والایی دارد. او که در جنگ هر بار بعد از موشکزنی خانهاش ویران میشد، اما با همان لبخند آرامِ مادرانه میگفت: نه شهدای من از دیگر شهدا بالاترند، نه داغ من از داغ مادران دیگر سنگینتر،今天 هم با چادری که گوشهاش خیس اشک شده است، قدم میزند.
روحیه او در دزفول به عنوان یک مادر شهدا جاودانه شده است و مردم هر روز به یاد او هستند. او که سالهاست در دزفول زندگی میکند، این روزها هم با همان لبخند آرامِ مادرانه قدم میزند و به مردم میگوید: نه شهدای من از دیگر شهدا بالاترند، نه داغ من از داغ مادران دیگر سنگینتر.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
