جمعه , 12 دی 1404 2026 - 01 - 02 ساعت :
» اجتماعی » وقتی یک محله ایستاد؛ صلواتِ زنان شیراز پای نقاشی شهیده «معصومه کرباسی»
اجتماعی

وقتی یک محله ایستاد؛ صلواتِ زنان شیراز پای نقاشی شهیده «معصومه کرباسی»

آبان ۷, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، بانوی نقاش شیرازی، پگاه دهقان خلیلی، که حالا یکی از هنرمندان شناخته‌شده در حوزه نقاشی دیواری است، از جمله هنرمندان انگشت‌شمار در شهر شیراز محسوب می‌شود. این هنرمند که حالا به‌خاطر نقاشی دیواری بانوی شهید، معصومه کرباسی، در رسانه‌ها شناخته شده است، در گفت‌و‌گو با وبسایت صنعت جهان، از روی دیوار نقاشی دیواری چهره بانوی شهید در ایران رونمایی کرد.

پگاه دهقان خلیلی که حالا ۳۵ساله شده، از ۱۵سال پیش، در حال کشیدن نقاشی‌های دیواری است و به گفته خودش، چهره شهدا را روی دیوار‌های شهرش نقش می‌زند. او می‌گوید: «اگر سوژه شما یک درخت باشد، می‌توانید شاخه‌هایش را کم و زیاد کنید، اما در نقاشی چهره‌ها، اگر یکی از جزئیات – مثلاً سایه کنار لب – یک میلی‌متر کم و زیاد شود، آن نقاشی را به نقاشی چهره یک شخص دیگر تبدیل می‌کند! همین موضوع، اجرای طرح چهره در نقاشی دیواری را به یک کار تخصصی حساس تبدیل کرده که افراد معدودی می‌توانند از پس آن بربیایند.»

این هنرمند که حالا پس از نقاشی دیواری چهره شهید سلیمانی، نقاشی دیواری بانوی شهید، معصومه کرباسی را بر روی دیوار مسجد امام حسن مجتبی (ع) در محله آزادگان شیراز خلق کرده، می‌گوید: «سفارش نقاشی هر شهیدی را که به من بدهند، قبل از شروع کار، درباره‌اش تحقیق می‌کنم و داستان زندگی‌اش را می‌خوانم. این کار باعث می‌شود حس خوبی نسبت به آن شهید پیدا کنم. در طول کار، دیگر انگار او را می‌شناسم و بهتر می‌توانم چهره‌اش را نقاشی کنم.»

پگاه دهقان خلیلی می‌گوید: «چند سال قبل، قرار بود چهره ۵ شهید امر به معروف شیراز را روی یک دیوار طرح بزنم. به روال معمول، رفتم سراغ قصه زندگی‌شان. راستش را بخواهید، انتظار نداشتم زندگینامه و ماجرای شهادت‌شان آنقدر قشنگ و تأثیرگذار باشد.»

این هنرمند می‌گوید: «وقتی عکس نقاشی دیواری جهان پهلوان تختی را در صفحه‌ام گذاشتم، مخاطبان زیادی پسندیدند و تشویقم کردند. آن استقبال درباره نقاشی دیواری شهیده کرباسی هم تکرار شد و نشان داد مردم به قهرمانان‌شان در تمام حوزه‌ها علاقه دارند.»

پگاه دهقان خلیلی می‌گوید: «هر روز ظهر که نماز جماعت مسجد تمام می‌شد، خانم‌ها یکی‌یکی می‌آمدند پای داربست و برای سلامتی من صلوات می‌فرستادند. فقط هم این نبود. یکی‌شان برایم شربت می‌آورد، آن یکی آبمیوه و دیگری، کلوچه‌ای که خودش درست کرده بود.»

منبع: فارس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×