شنبه , 11 بهمن 1404 2026 - 01 - 31 ساعت :
» سلامت و پزشکی » پزشک روسی که به جای نسخه، داستان نوشت
پزشک روسی که به جای نسخه، داستان نوشت
سلامت و پزشکی

پزشک روسی که به جای نسخه، داستان نوشت

بهمن ۹, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، روز ۲۹ ژانویه به‌عنوان روز تولد آنتوان چخوف شناخته می‌شود، نویسنده‌ای که در اوج غول‌های ادبیات قرن نوزدهم زندگی می‌کرد. چخوف در این قرن که تولستوی و داستایوسکی، ایبسن و نیچه هم در آن زندگی می‌کردند، موفق شد از دل این تراژدی‌نویسی، کمدی‌های تأثیرگذاری خلق کند.

کمدی‌های چخوف که با ملال همراه بودند، قصه‌های آدم‌هایی را روایت می‌کردند که کار مهمی نمی‌کردند، تصمیم قاطعی نمی‌گیرند و حرف‌های بزرگ نمی‌زنند. درحالی‌که زندگی از همین آدم‌ها ساخته شده است. چخوف می‌توانست خیلی زود بفهمد که چیزهایی که ما اسمشان را «درام» می‌گذاریم، اغلب در لحظه‌هایی اتفاق می‌افتد که هیچ‌کس حواسش نیست.

او می‌نویسد: «حتی اگر عمر انسان فقط یک روز بود، باز بیشترش صرف روزمرگی و دلزدگی می‌شد.» این جمله شبیه یک کلید است؛ کلید ورود به جهان چخوف. جهان چخوف بر پایه‌ی نوعی تعلیق شکل می‌گیرد؛ تعلیقی میان زمین و آسمان، میان اخلاق و واقعیت، میان خواستن و عمل‌نکردن.

شخصیت‌های او می‌توانند در اوج بی‌قراری، خمیازه بکشند و در نهایت سکون، چیزی از زندگی را عیان کنند. به همین دلیل است که داستان‌هایش معمولاً «بسته» نمی‌شوند؛ نه به یک معنا ختم می‌شوند و نه به یک نتیجه. انگار نویسنده عمداً عقب می‌ایستد و داستان را به حال خودش رها می‌کند؛ جایی که خواننده ناچار می‌شود ادامه را با تردید‌های خودش پر کند.

چخوف پزشکی بود که به روستا‌ها سر می‌زد، بیماران فقیر را رایگان ویزیت می‌کرد و با بدنِ واقعیِ رنج‌کشیده‌ی جامعه سروکار داشت. او خوب می‌دانست زندگی فقط از ایده‌ها و گفت‌و‌گو‌های فلسفی ساخته نشده؛ از تب، سرفه، فقر، خستگی و انتظار هم ساخته شده است.

مرگ چخوف هم شبیه جهان داستانی‌اش بود؛ بی‌سروصدا و بی‌قهرمان‌بازی. سال‌ها تصور می‌شد سل جانش را گرفته، اما پژوهش‌های جدیدتر نشان می‌دهد احتمالاً خون‌ریزی مغزی و ترومبوز عامل مرگش بوده است. مردی که عمرش را صرف درمان بدن دیگران کرد، در ۴۴سالگی از پا افتاد.

بعد از مرگ، آثارش روی صحنه جان گرفتند و جهان ادبیات فهمید این نویسنده کم‌ادعا چه تأثیر عمیقی گذاشته است. نویسندگانی، چون جیمز جویس، ویرجینیا وولف و کاترین منسفیلد از او آموختند که لازم نیست همه‌چیز توضیح داده شود. البته همه هم شیفته‌اش نبودند؛ ارنست همینگوی او را دست‌کم گرفت و ولادیمیر ناباکوف به او خرده گرفت، اما حتی ناباکوف هم ناچار شد اعتراف کند که یکی از داستان‌هایش در شمار بهترین‌های تاریخ ادبیات است.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×