پهلویسم برای قدرتیابی همواره شعبان جعفریها را جلو میاندازد!
به گزارش وبسایت صنعت جهان، یکی از مشاوران رضا پهلوی فاش کرد آنها برای تنظیم یک دیدار با ترامپ، حاضر بودند «مبلغ قابلتوجهی» هزینه کنند، اما این درخواست با امتناع طرف مقابل مواجه شده است. این رد درخواست، شکاف بین تصورات این حلقه از میزان اهمیت خود و برداشت واقعی تصمیمگیرندگان در کاخ سفید را عیان میسازد.
اعتراضات خیابانی دی ۱۴۰۴ که در آغاز با مطالبات پراکنده و نارضایتیهای اجتماعی بخشی از مردم شکل گرفت، در ادامه مسیر خود با دخالت هدفمند عناصر وابسته به سازمانهای اطلاعاتی خارجی از جمله موساد و سیا، از ماهیت اصلی خود خارج و به آشوبی سازمانیافته مبدل شد. این روند بهویژه پس از فراخوانهای علنی رضا پهلوی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، وارد مرحلهای تازه شد؛ مرحلهای که در آن الگوی کنش خیابانی از تجمع و اعتراض به جنگ شهری، تخریب گسترده اموال عمومی و خصوصی و اعمال خشونت کور علیه شهروندان تغییر یافت.
در چنین فضایی برخی تحلیلگران و ناظران رسانهای، نه به قصد تغییر هویت سیاسی سلطنتطلبان، بلکه برای توصیف ماهیت رفتارهای خشن و بیضابطه این جریان، از تعبیر «داعشمسلکی» استفاده کردند؛ تعبیری که بهگفته منابع و بنا بر اذعان برخی عناصر رده بالای موساد و سیا، ناظر به نقشی است که هدایت و پشتیبانی بیرونی در تبدیل اعتراضات خیابانی به صحنههای آشوب و جنگ شهری ایفا کرده است.
فارین پالیسی، نشریه امریکایی، در تحلیلی تازه به عملکرد رضا پهلوی و ذات پروژه سیاسیای که به نام او کلید خورده، پرداخته است. این تحلیل، فراتر از نقد مواضع مقطعی، پرسشهایی بنیادین درباره مسئولیتپذیری متولیان این برنامه، اعتبار ادعاها و هزینههای انسانی آن را مطرح میکند و لایههای پنهان یک استراتژی رسانهای طولانیمدت را آشکار میسازد.
اعتراضات خیابانی در ایران در ادامه مسیر خود با دخالت هدفمند عناصر وابسته به سازمانهای اطلاعاتی خارجی از جمله موساد و سیا، از ماهیت اصلی خود خارج و به آشوبی سازمانیافته مبدل شده است. رضا پهلوی و حلقه مشاورانش بارها تلاش کردهاند با اعلام همسویی کامل با خواستههای سختترین جناحهای سیاسی در واشینگتن و تلآویو، خود را به عنوان گزینهای «مطلوب» و «همسو» با آنان معرفی کنند.
اما این استراتژی تاکنون نه تنها نتوانسته است تغییری در معادلات داخلی ایران ایجاد کند که در موارد متعدد به افزایش انسجام ملی و بیاعتمادی عمومی نسبت به گروههای وابسته به خارج دامن زده است. رضا پهلوی و حلقه مشاورانش برای تنظیم یک دیدار با ترامپ، حاضر بودند «مبلغ قابلتوجهی» هزینه کنند، اما این درخواست با امتناع طرف مقابل مواجه شده است.
این رد درخواست، شکاف بین تصورات این حلقه از میزان اهمیت خود و برداشت واقعی تصمیمگیرندگان در کاخ سفید را عیان میسازد. برای سیاستمداری مانند ترامپ که محاسبات عملگرایانه دارند، سرمایهگذاری روی فردی بدون نفوذ داخلی و همراه با هزینههای سیاسی بالا، فاقد توجیه است.
در این میان، نقش رضا پهلوی و جریان سلطنتطلب، بیش از آنکه بهعنوان یک بازیگر مستقل قابل تحلیل باشد، به جایگاه ابزار سیاسی در این معادله شباهت دارد. همانگونه که در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، چهرههای وابسته به آن بدون برخورداری از پایگاه اجتماعی واقعی، در خدمت طراحی و منافع قدرتهای خارجی قرار گرفتند، در تحولات اخیر نیز الگوی مشابهی قابل مشاهده است.
منبع: روزنامه جوان
