چهارشنبه , 10 دی 1404 2025 - 12 - 31 ساعت :
» مذهبی » چرا در اسلام اگر مادر قاتل فرزندش باشد، اعدام می‌شود، اما پدر نه؟
چرا در اسلام اگر مادر قاتل فرزندش باشد، اعدام می‌شود، اما پدر نه؟
مذهبی

چرا در اسلام اگر مادر قاتل فرزندش باشد، اعدام می‌شود، اما پدر نه؟

آذر ۲۴, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، حجت الاسلام والمسلمین محمدی شاهرودی در یک پرسش و پاسخی به موضوع «مجازات و عدم مجازات مادر و پدر در صورت قتل فرزند» پرداخت.

سؤال بود که آیا در اسلام گفته می‌شود اگر پدری فرزند خود را بکشد، مجازات نمی‌شود، اما اگر مادری فرزندش را بکشد، مجازات می‌شود، آیا این تناقض نیست؟ در پاسخ به این سؤال، حجت الاسلام والمسلمین محمدی شاهرودی گفت که این تعبیر نادرستی است و پدر حتماً مجازات می‌شود، اما نوع و مبنای مجازات متفاوت است.

در فقه اسلامی دو بُعد وجود دارد: «حق‌الناس» و «حق‌الله»، و در کنار آن «جنبه عمومی جرم» که مدعی‌العموم نماینده جامعه در آن است. از منظر جنبه عمومی، هیچ تفاوتی میان پدر و مادر وجود ندارد. پدری که فرزند خود را به قتل می‌رساند، احساسات عمومی جامعه را جریحه‌دار کرده و مرتکب جرمی سنگین شده است.

هیچ تفاوتی در بین پدر و مادر نیست. پدری که فرزند خود را به قتل می‌رساند، احساسات عمومی جامعه را جریحه‌دار کرده است. در اینجا مدعی‌العموم می‌تواند ورود کند و حتی در مواردی حکم‌های شدید، از جمله اعدام، صادر شود؛ زیرا این اقدام، اخلال در امنیت روانی و اخلاقی جامعه محسوب می‌شود.

پدر بدون کیفر نیست. یکی از آثار حقوقی مهم این جنایت آن است که پدر از فرزند مقتول ارث نمی‌برد و از حق ارث محروم می‌شود. پس نه از نظر شرعی و نه از نظر حقوقی نمی‌توان گفت هیچ برخوردی با او نمی‌شود.

اما در مورد مادر، موضوع از زاویه‌ای دیگر بررسی می‌شود. به طور طبیعی، مادر دارای لطافت روحی، عاطفه و پیوند عمیق‌تری با فرزند است. وقوع چنین جنایتی از سوی مادر، نشان‌دهنده اختلال شدید در وضعیت روحی و روانی اوست؛ به گونه‌ای که می‌توان گفت این فرد از ویژگی‌های طبیعی مادری فاصله گرفته است.

این تفاوت ناشی از تفاوت‌های روحی و روانی زن و مرد و تحلیل نوع جنایت است، نه تبعیض یا نابرابری در ارزش انسانی. اگر مادری آگاهانه و عامدانه فرزند خود را به قتل برساند، حکم قصاص درباره او جاری می‌شود. این احکام از احکام فرعی فقهی هستند و اساس آن‌ها «تعبد» است.

نکته بسیار مهم در این بحث آن است که این احکام از احکام فرعی فقهی هستند و اساس آن‌ها «تعبد» است. برای مثال، در مورد حرمت شراب، تنها دلیل آن مست‌کنندگی نیست. حتی اگر مقدار بسیار اندکی از شراب در حجم زیادی آب مخلوط شود و هیچ اثر مست‌کنندگی نداشته باشد، باز هم نوشیدن آن حرام است.

این نشان می‌دهد که احکام الهی فراتر از تحلیل‌های صرف عقلی یا تجربی ماست. حتی اگر انسان حکمت یک حکم را بداند، باز هم نمی‌تواند آن حکمت را جایگزین نیت قربت و اطاعت الهی کند. اگر کسی نماز بخواند صرفاً به خاطر آثار روانی یا جسمی آن، نماز او عبادت محسوب نمی‌شود؛ عبادت زمانی معنا دارد که برای اطاعت از فرمان خدا و قرب الی‌الله انجام شود.

همچنین نکته مهم این است که الزام به اجرای قصاص وجود ندارد. اولیای دم، که معمولاً فرزندان یا همسر هستند، می‌توانند از حق خود بگذرند و تقاضای قصاص نکنند. در عمل نیز غالباً خانواده‌ها حاضر نیستند مادر یا همسر خود را قصاص کنند.

در نتیجه، تفاوت احکام در این زمینه نه برای اجرای گسترده مجازات، بلکه برای ایجاد بازدارندگی، حفظ امنیت روانی جامعه و جلوگیری از وقوع چنین فجایع سنگینی است.

منبع: حوزه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×