کودتای ۱۰ ساله گوگل علیه اینترنت؛ پایان دوران «کلیک» فرا رسید؟
به گزارش وبسایت صنعت جهان، قدرت خاموشی که سالها در سکوت و میان خطوط کدها انباشته شده بود، با تغییر بنیادین در نحوه دسترسی میلیاردها انسان به اطلاعات، زلزلهای در دنیای وب ایجاد کرد که حیات ناشران مستقل را به تار مویی بند کرده است.
در بهار سال ۲۰۲۴، وقتی نسخههای تازهای از نتایج جستوجوی گوگل در برخی کشورها ظاهر شد، بسیاری از کاربران متوجه یک تفاوت ساده اما بسیار تعیینکننده شدند: پاسخها کوتاهتر و مستقیمتر شده بودند. کاربران دیگر نیازی به کلیک روی هیچ سایتی برای یافتن پاسخهای خود نداشتند. آنچه در ظاهر بهعنوان «بهبود تجربه کاربر» معرفی شد، برای گروه دیگری معنایی کاملاً متفاوت داشت؛ این اتفاق نشانهای از جابهجایی آرام اما عمیق قدرت در زنجیره تولید، توزیع و مصرف اطلاعات بود. این تغییر اگرچه تدریجی بود، اما دیده شدنش برای همگان ناگهانی به نظر رسید. مسیر که سالها قبل در آزمایشگاههای تحقیقاتی آغاز شده بود، حالا به نقطهای رسیده بود که دیگر نمیشد نادیدهاش گرفت.
ریشه این تحول بزرگ را باید بیش از یک دهه قبل جستوجو کرد؛ زمانی که گوگل تصمیم گرفت هوش مصنوعی را به ستون فقرات آینده خود تبدیل کند. خرید شرکت بریتانیایی «دیپمایند» در سال ۲۰۱۴، یکی از نخستین نشانههای این راهبرد کلان بود. با گذر زمان، مرز میان پژوهشهای بنیادی و محصولات تجاری گوگل کاملاً کمرنگ شد و الگوریتمهای هوش مصنوعی وارد قلب تپنده این شرکت، یعنی موتور جستوجو شدند.
گوگل از دادههای روزمره کاربران برای آموزش الگوریتمها استفاده کرد. نتایج پژوهشها در حوزه یادگیری عمیق، بهتدریج وارد سرویسهای اصلی گوگل از جمله ترجمه، تبلیغات و دستیارهای هوشمند شد. این سیستمها با تکیه بر حجم عظیمی از دادهها آموزش دیدند؛ دادههایی که بخش بزرگی از آنها مستقیماً از رفتار روزمره میلیاردها کاربر بهدست میآمد.
در این مسیر، دسترسی بیرقیب به داده و توان محاسباتی عظیم بهطور همزمان رشد کردند. گوگل نهتنها به دادههای جستوجو و ویدئو دسترسی داشت، بلکه با توسعه اندروید و مرورگر کروم، ردپای خود را در لایههای عمیقتری از زیست دیجیتال کاربران تثبیت کرد. خرید شرکت «فیتبیت» در سال ۲۰۱۹، این دامنه دسترسی را به دادههای سلامت کاربران نیز گسترش داد؛ معاملهای که از همان ابتدا با حساسیت شدید نهادهای نظارتی همراه بود.
گوگل بهطور موازی، زیرساخت محاسباتی اختصاصی خود را نیز با قدرت توسعه داد. واحدهای پردازشی اختصاصی موسوم به تیپییو (TPU)، امکان اجرای مدلهایی را فراهم کرد که برای بسیاری از رقبا از نظر هزینه دستنیافتنی بود. این ترکیب «داده و محاسبه»، مزیتی ساخت که در سکوت رشد کرد و رقیبی در جهان برای آن پیدا نشد.
ورود مدلهای مولد به جریان اصلی، نقطه عطفی در این داستان بود. زمانی که گوگل قابلیتهایی مانند «AI Overviews» را به نتایج جستوجو افزود، رابطه سنتی میان کاربر، موتور جستوجو و وبسایتهای میزبان محتوا به کلی دگرگون شد. پاسخهایی که پیشتر در دل صفحات مختلف وب پراکنده بودند، حالا در قالب خلاصههایی فشرده و تولیدشده توسط هوش مصنوعی، در بالاترین بخش صفحه جستوجو ظاهر میشدند.
برای کاربر، این بهمعنای صرفهجویی در زمان بود، اما برای ناشران مستقل، یک کابوس مالی محسوب میشد. گزارشهای منتشر شده از کاهش قابلتوجه بازدید وبسایتها پس از فعال شدن این قابلیتها حکایت داشت؛ افتی که نهتنها بر درآمد تبلیغاتی، بلکه بر امکان ادامه حیات بسیاری از رسانههای مستقل و کوچک اثر منفی و مخربی گذاشت.
در پی این اتفاقات، صدای اعتراض ناشران بلندتر شد. گروههایی از ناشران مستقل در اروپا اعلام کردند که گوگل بدون رضایت آنها، از محتو
