آرایش جدید برای هستهٔ سخت ۹۰ میلیونی
به گزارش وبسایت صنعت جهان، غرب در طول تاریخ، تصویری از رسانه برای غیرغربیها و به طور خاص برای جهانسومیها و البته برای مردم خودشان ترسیم کرده است که با واقعیت بهکارگیری رسانه در غرب متفاوت بود. آنها رسانه را ابزاری برای جریان آزاد اطلاعات معرفی کردند و چنان با قدرت و پرصدا بر طبل آزادی رسانهها کوفتند که گویی همین آزادی همه کار را درمیآورد. در دنیای غرب، اما رسانه همان دیالوگ بیان شده از زبان کاراکتر گوبلز، وزیر اطلاعرسانی هیتلر در فیلم سینمایی «گوبلز و پیشوا» است.
گوبلز در این فیلم تأکید میکند که رسانه در زمان جنگ، ابزار پیشبرد جنگ است، نه وسیله اطلاعرسانی. شاید بگویید غربیها مخالف هیتلر و گوبلز هستند؛ اما کدام کار او را انجام نمیدهند؟ آیا نسلکشی نمیکنند یا دنبال سیطره قدرت خود نیستند یا با دیکتاتوری سیاستهایشان را تحمیل نمیکنند؟ کدام یک از این کارها را انجام نمیدهند، وگرنه آن دیالوگ که حرف خاصی نیست که منقال آن در ماقال مؤثر باشد.
آیا غربیها با همین شیوهها افکار عمومی جهان را به بردگی رسانههای خود نگرفتند و جای جلاد و شهید را حتی در موضوع روشنی مثل جنایات صهیونیستها در غزه عوض نکردند؟ غربیها البته با هیتلر مخالف بودند؛ اما خود روی دیگری از آن دیکتاتوری وحشی را در عمل اجرا میکنند؛ لذا بیراه نیست که همان سیاست رسانهای را در عمل پیاده کنند. با این تفاوت که در ظاهر آن را بیان نمیکنند و مخاطب را فریب میدهند.
در حرف از آزادی رسانهها و بیطرفی آنها میگویند؛ اما در عمل رسانه باید برای ایستادن در طرف غربیها آزاد باشد، همین! برای رسانههای ایران هم عبارت «رسانه برای صرفاً اطلاعرسانی» را تبلیغ کردند تا ابزار جنگ بودن رسانه پنهان شود؛ اما در واقعیت از همان آغاز شکلگیری قیام مردم ایران در دهه ۴۰، رسانههای غربی علیه انقلابی که میخواست شکل بگیرد و بعدتر به وقوع پیوست، صفآرایی کردند و ابزار پیشبرد سیاستهای دولتهای متبوعشان علیه ایران شدند.
روزی که نتانیاهو پس از تجاوز نظامی به ایران، از مردم ایران خواست برخیزند و از فرصت استفاده کنند، امیدواریاش نه به مردم ایران بلکه به نتیجهبخش بودن سالها کار رسانهای برای وطنزدایی از هویت ایرانیان، برای فاصلهاندازی بین ملت و نظام و برای خنثیسازی غیرت ایرانیان نسبت به تجاوز به میهن و کشتن هموطنانشان بود.
ایرانیان البته هسته سختی یکدست و ۹۰ میلیونی را به نمایش گذاشتند و با پا گذاشتن بر دوقطبیهای جعلی دستساز و فراموشی نکتههای اختلافی که یقیناً هیچیک به اندازه ایران، بزرگ و مبنایی نبودند، امیدواری نتانیاهو را به یأس کشاندند؛ اما آن سخنرانی نتانیاهو نشان داد هدفگذاری رسانهای غرب برای مردم ایران برهم زدن انسجام ملی بوده است. آرایش رسانهای لازم برای ایستادن مقابل این هدفگذاری، پرهیز از ایجاد و اصالتبخشی به دوقطبیها و اختلافات داخلی است.
وقتی رهبرانقلاب همه ملت ایران را بر محور مشترک «تلاش برای ایران» در چهارچوب بسیجی غیررسمی و غیرعضو معرفی میکنند، یعنی مهر هسته سخت نظام بر شناسنامه همه ماست و آرایش رسانهای ما نیز باید بر محور همین وحدت ۹۰ میلیونی باشد. اگر لزوم آرایش رسانهای در برابر تلاش دشمن برای برهمزدن امر ملی فهم شود، دیگر نباید حواشی دوقطبیساز، رسانه و فضای مجازی ما را درگیر خود کند و با غفلت نسبت به دشمن، تیربار رسانهها و اکانتهایمان همدیگر را نشانه روند و در کشاکش جدالهای خالی، انسجام ملی را به مسلخ ببریم.
از سویی دیگر، میبینیم هدفگذاری تبلیغی دشمن در مقابل ایرانیان «معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف
