اسطورهای فراتر از ورزش؛ تختی در حافظه تاریخی ایرانیان
به گزارش وبسایت صنعت جهان، غلامرضا تختی، جهانپهلوان ایران، در پنجم شهریور ۱۳۰۹ در محله خانیآباد تهران چشم به جهان گشود. او در خانوادهای متدین و ریشهدار متولد شد و پدربزرگش، حاجقلی، بنشنفروشی بود که به دلیل نشستن بر تختی بلند در دکانش به «تختی» شهره گشت.
تختی از کودکی با تلخترین تجربههای زندگی روبرو شد. در دوران پهلوی اول، یخچالهای طبیعی پدرش برای احداث راهآهن تصرف شد و این ضربه اقتصادی، خانواده را به ویرانی کشاند. این تجربه تلخ، روحیه ضد استبدادی و همدردی با مظلومان را در جان غلامرضا کاشت.
او که تحصیل را در دبیرستان منوچهری رها کرده بود، به شاگردی نجاری و سپس کار در شرکت نفت مسجدسلیمان روی آورد. اما تقدیر او بر تشک کشتی رقم خورده بود. تختی در باشگاه «پولاد» زیر نظر عبدالحسین فیلی شروع به کشتی کرد. اگرچه نخستین حضورهای او با شکست همراه بود، اما پشتکار خیرهکنندهاش او را به تیم ملی رساند.
در طول دوران ورزشی خود، تختی از ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۵، موفق به کسب هفت مدال المپیک و جهانی شد (یک طلا و دو نقره المپیک، دو طلا و دو نقره جهانی). او در فینال المپیک، با الکساندر مدوید روبرو شد و به جای آنکه از حریف خود استفاده کند، از هجوم به سمت پای آسیبدیده او خودداری کرد. این رفتار از ریشههای عمیق اخلاق پهلوانی و سنتهای زورخانهای تختی نشات گرفت.
شخصیت تختی آمیزهای از دیانت، تواضع و استقلال رأی بود. او در خانوادهای مذهبی رشد یافته بود و همواره پیوند خود را با ارزشهای دینی حفظ کرد. تختی به شدت از تظاهر و خودنمایی گریزان بود. او در اوج شهرت، پیشنهادهای کلان برای تبلیغ کالاهای تجاری را رد کرد و معتقد بود شأن یک پهلوان بالاتر از آن است که ابزار دست سرمایهداری و تبلیغات شود.
تختی به معنای واقعی کلمه «زاهدانه» زیست و از ردای قهرمانیاش برای اندوختن ثروت بهره نجست. او هر جا که دردی از مردم میدید، پیشقدم میشد. نمونه درخشان این مدعا، زلزله بوئینزهرا در سال ۱۳۴۱ است. تختی با یک وانت و بلندگو در خیابانهای تهران راه افتاد و موجی از همدلی برانگیخت که مردم حتی جواهرات و داراییهای اندک خود را به او سپردند تا به دست زلزلهزدگان برساند.
حیات سیاسی تختی، فصلی جداییناپذیر از زندگی اوست. او از جوانی به آرمانهای نهضت ملی ایران و شخصیت دکتر محمد مصدق دلبستگی پیدا کرد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تختی نه تنها از مواضع خود عقبنشینی نکرد، بلکه به عضویت نهضت مقاومت ملی درآمد. او در سازمان ورزشی جبهه ملی نقشی محوری داشت و حتی در کنگره جبهه ملی در سال ۱۳۴۱ به عضویت شورای مرکزی انتخاب شد.
محبوبیت فزاینده تختی و نزدیکی او به اپوزیسیون، خشم ساواک و دربار را برانگیخت. رژیم پهلوی که نمیتوانست محبوبیت او را تحمل کند و از سوئی از تبعات زندانی کردنش هراس داشت، استراتژی «انزوای تدریجی» را در پیش گرفت. حقوق ماهیانه او قطع شد، از ورودش به ورزشگاهها جلوگیری به عمل آمد و تحت نظارت شدید امنیتی قرار گرفت.
سرانجام در ۱۷ دی ماه ۱۳۴۶، خبر درگذشت جهانپهلوان در هتل آتلانتیک تهران، شوک عظیمی به جامعه وارد کرد. اگرچه مقامات رسمی علت مرگ را خودکشی اعلام کردند، اما تودههای مردم که روحیه پهلوانی و ایمان تختی را میشناختند، هرگز این روایت را نپذیرفتند. تختی فراتر از مدالهایش، با «
