بازنویسی تاریخ برای حفظ تاج
به گزارش وبسایت صنعت جهان، با آغاز حکومت رضاشاه، روایت تازهای از تاریخ ایران شکل گرفت؛ روایتی که در آن شکوه ایران پیش از اسلام برجسته و نقش دوران اسلامی کمرنگ میشد. این «اسطوره ملی» تازه نه تنها بازتاب ناسیونالیسم افراطی بود، بلکه وسیلهای برای مشروع نشان دادن پادشاهی بهعنوان ادامه طبیعی قدرت در تاریخ ایران محسوب میشد.
تأکید بر اسطوره ملی که مبتنی بر حکومت پادشاهی ایران باستان بود از دوره رضاشاه آغاز شد. هدف از این تأکید، توجیه و مشروع جلوه دادن حکومت پادشاهی از یک سو و کوچک جلوه دادن تاریخ اسلام بود. بر این اساس سیاستهایی از سوی رژیم برای تحقق این هدف آغاز میشود: «جزء مهمی از نظام سلطنتی ایدئولوژیای است که رژیم میپرورد. هیچ دولتی نمیتواند فقط بر سرکوب متکی باشد و دولت ایران نیز مانند بسیاری از دیگر کشورهای جهان سوم، درگیر مبارزه ایدئولوژیک جامعی برای بسیج پشتیبان برای خودش هم در همان پایگاه اجتماعی بلافصل خود و هم در میان کل جمعیت کشور است. بخش مهمی از این ایدئولوژی را ناسیونالیسمی پرحرارت تشکیل میدهد که عظمت گذشته ایران را به رخ میکشد و بدین واقعیت تأکید میکند که باعث آن پادشاهان بودهاند.»
در این راستا، دولت برای بیرون کشیدن بقایای این دوره به تشویق کارهای باستانشناسی پرداخت. این تاریخ تبلیغاتی آنچیزی بود که کودکان در مدارس میآموختند و امروز نشریات ایرانی پر است از داستانهای شووینسیتی در باره اینکه چگونه فلان پادشاه استراتژی نظامی را اختراع کرد یا چگونه فرهنگ ایران همه فرهنگهای دیگر را تحتالشعاع قرار داد.
از سلطنت طلبی و ناسیونالیسم بدقت برای تقویت یکدیگر استفاده میشود. هدف از جشن دو هزار و پانصدمین سال سلطنت در ۱۹۷۱ تأکید بر همین نکته بود. این روایت تازه نه تنها بازتاب ناسیونالیسم افراطی بود، بلکه وسیلهای برای مشروع نشان دادن پادشاهی بهعنوان ادامه طبیعی قدرت در تاریخ ایران محسوب میشد.
به این ترتیب، روایت تاریخی ایران تحت تأثیر سیاستهای رژیم رضاشاه شکل گرفت. این سیاستها نه تنها بر شکوه ایران پیش از اسلام تأکید کرد، بلکه سعی در کوچک جلوه دادن تاریخ اسلام داشت. هدف از این روایت، مشروع جلوه دادن حکومت پادشاهی و تقویت اقتدار سلطنت بود.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
