تابآوری منفی یا انباشت تجربی؟
به گزارش وبسایت صنعت جهان، سالهاست تئوریسینها و جریانات فکری غربخوانده، به مجرد پیشامد یک رویداد، شروع به تحلیل و صورتبندی وقایع با مفاهیم وارداتی و ترجمهای میکنند. بعضاً برخی تحلیلها نیز چنان منطقی و استوار به نظر میرسد که به ستونهای روزنامهها یا پیشانی تارنماهای خبری – تحلیلی راه مییابد. یکی از این نگاههای غلط، داوری و قضاوت درباره تابآوری جمعی و متناظر با آن تابآوری اجتماعی مردم ایران است.
در این مدت، مردم ایران در برابر خشونت و بیحرمتیها مقاومت کردهاند. اگر بخواهیم حد تحمل و صبر مردم را از سال ۱۳۸۸ تاکنون تحلیل کنیم، باید بگوییم آستانه لمس خشونت و واکنش مردم به آن، بالا رفته است. این شکل از تابآوری نه تنها مثبت نیست، بلکه نشانه موفقیت آشوبگران و خشونتطلبان در عادت دادن مردم به عدم حساسیت روی برخی بیحرمتیها و جسارتهاست.
به بیان دیگر، جامعه نوعی تابآوری منفی و انفعالی پیدا کرده است. حساسیت مردم برای کنشگری علیه دوزهای پایینتر هتک حرمت و خشونت، کم شده و با تاخیر بیشتری به آن واکنش نشان میدهد. این تحلیلها برای قوامبخشی به خود دست به مقایسه حساسیت فعلی مردم با حساسیت آنها در سال ۱۳۸۸ میزنند. مثلاً میگویند آن موقع بخشهایی از مردم بعد از عمل شنیعی چون سوزاندن مسجد و قرآن، بشدت برآشفته شده و به میدان اعتراض علیه خرابکاری و اغتشاش میآمدند. اما اکنون شاهد سوزاندن چندین مسجد با تمام کتابهای مقدس درون آن بودیم، اما چنین واکنشی را کمتر دریافت کردیم.
در برابر این تحلیلها، واقعیت غلبه پیاپی مردم بر انواع و اقسام آشوبها و بدخواهیهای خیابانی، نشان میدهد نیاز به صورتبندیهای عمیقتر و دقیقتری داریم. خویشتنداری و تحمل مردم در برابر خشونت و بیحرمتی، کیفیترین پاسخ ممکن به چنین آشوبگریهایی است. سرعت درک تفاوت اعتراض با اغتشاش تا حدی بالا رفته و طبیعی شده که شاهد فاصلهگذاری سریع مردم با اغتشاشگران هستیم.
اگر در فتنه ۱۳۸۸ چیزی حدود ۸ ماه لازم بود تا صف مردم از آشوبگران و متغلبان معلوم شود، در اعتراضات اخیر به چیزی کمتر از یک هفته نیاز بود چنین تفکیکی شکل بگیرد. با این چارچوب تحلیلی، خشونت و تخریب آشوبگران نه یک عمل تهاجمی یا مبتکرانه که نوعی واکنش عصبی به همراه نشدن مردم با آنان است.
این وضعیت تقریباً دست همه تحلیلگران غربخوانده را برای توجیه این وضعیت بسته است. تنها یک راه باقی است که همان صورتبندی انفعالی از صحنه به سیاقی است که در خطوط ابتدایی به آن اشاره شد. مردم در طول این سالها به حدی از بلوغ و تجربه رسیدهاند که راهی برای دشمن و ایادی داخلی او جز مواجهه و مقابله سخت باقی نگذاشته است. قدرت نرم و ذهنیت برنده مردم در طول این سالها دشمن را وارد فازهای ارتجاعی سخت مانند جنگ و تخریب کرده است.
این اتفاقات با وجود تحمیل هزینههای بیش و کم، رقمزننده بدترین سناریوها برای دشمن یعنی مصونسازی حداکثری مردم علیه انواع و اقسام روشهای دشمنی است. مهم آن است که سر بزنگاه این هشیاری قویتر از قبل نزد حافظه جمعی مردم حاضر میشود.
منبع: خبر آنلاین
