در امتداد قاب ناتمام کیارستمی
به گزارش وبسایت صنعت جهان، فیلم «خانه دوست کجاست؟» عباس کیارستمی، یک داستان ساده و درعین حال، غنی از معنا است. این فیلم که سالها میگذرد، هنوز هم انگار در جستوجوی دوستی گمشده از سرآشیبی بالا میرود و به ما یادآوری میکند که هنوز میتوان ساده بود.
در این فیلم، یک کودک در کوچههای سرسبز کوکر، دفتر مشق دوستش را اشتباهی برده و در جستوجوی او از مسیر تپهها بالا میرود. او به جرأت میتوانیم بگوییم که این دیگر تنها یافتن دوست برای انجام وظیفه نبود، بلکه تبدیل به انسانیت شده است. این فیلم نشان میدهد که سفری از بیرون به درون، از وظیفه به انسانیت، از خاک به معنا، وجود دارد.
با گذر سالها، «خانه دوست کجاست» دیگر قابی دو ساعته در سینما نیست، بلکه تصویری از صداقت گمشده ما تبدیل شده است. شاید در هرکدام از ما هنوز آن پسرکی هست که دفتر مشق انسانیت را در دست گرفته و در جست وجوی دوستی گمشده از سرآشیبی بالا میرود.
کیارستمی همیشه در جستوجوی حقیقتی بود که در سکوت معنا پیدا کند، حقیقتی که در باد لابهلای شاخههای گیلاس و بابونه به تو برسد، حقیقتی که در رفتن یک کودک به در خانه دوست روانه شود. او میدانست که سینما اگر از زندگی جدا شود، دیگر چیزی از آن نمیماند.
احمد احمدپور، بازیگر این فیلم، خود ادامه همین جهان بود. او سالها از آن قاب زندگی به هیاهوی شهرت و زرقوبرق بیرون نیامد و در چهرهاش همان صداقت بیقید فیلم مانده بود. رفتن او شبیه به سکانسی شد که ناگهان نور میگیرد و تصویر در سکوت حل میشود.
ما اینجا هستیم میان زندگی و معنای حقیقی که میان دفتر مشقهایمان گم شد و به دنبال پاسخ پرسش دیرین همچنان رها ماند که خانه دوست کجاست؟ شاید خانه دوست جایی در واقعیات ساده باشد؛ در نگاه پسرکی که با صداقت دفتر مشقی را به دوستش میرساند، در سکوتی که میان درختان زیتون جاری است، در مهربانیای که پیرمردی را از خلاص کردن خود از این زندگی نجات میدهد.
اکنون نزدیک به چهل سال از ساخت فیلم «خانه دوست کجاست» میگذرد و با رفتن احمد احمدپور تکهای دیگر از جهان کیارستمی انگار کامل شده است. شاید حالا، در جهانی که از معنا تهیتر میشود، نگاه به جهان کیارستمی و یاد احمد احمدپور یادآور این باشد که هنوز میتوان ساده بود.
همینطور که فیلم و واقعیت دیگر از هم جدا نیستند، در آن سکوت روشن، هر دو آرام گرفتهاند.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
