راهحلی که میرزای نائینی برای تضمین عدم بازگشت به «استبداد» اندیشید
به گزارش وبسایت صنعت جهان، آیت الله میرزا محمدحسین نائینی، یکی از برجستهترین فقها و مراجع شیعه در اوایل قرن چهاردهم هجری قمری، در بطن نهضت مشروطه، به ترسیم یک چهارچوب نظری منسجم و انقلابی برای حکومت پرداخت. هدف اصلی نائینی، دفاع قاطعانه از مشروطیت به عنوان نظامی سازگار با شریعت و در عین حال، طرد بنیادین استبداد به عنوان یک غصب شرعی بود. اندیشه میرزای نائینی در واقع تلاشی بود برای حل بحران مشروعیت و تنظیم قدرت در جامعه شیعی ایران.
اندیشههای آیت الله نائینی در واکنش به شرایط وخیم سیاسی، اجتماعی و اخلاقی دوران قاجار شکل گرفت. ناکارآمدی ساختار حکومتی، فساد گسترده اخلاقی و سیاسی، سرکوبهای ظالمانه و مهمتر از همه، وابستگی به بیگانگان و دخالت آنان در شئون کشور، مردم و روحانیت را به تنگ آورده بود. حوادث متعددی نظیر اهانت به علما و تجار، شاهدی بر این فساد ساختاری بود؛ همین امر باعث شد تا علما به منظور اعتراض، به حضرت عبدالعظیم تحصن کرده و مهمترین مطالبه خود، یعنی «بنای عدالت خانه» را مطرح سازند.
میرزای نائینی در این فضا، با نگارش شاهکار خود، یعنی «تنبیهالامّة و تنزیهالملّة»، که در دوره استبداد صغیر به اتمام رسید و با تأیید و تقریظ قاطع مراجع بزرگی، چون آیت الله آخوند خراسانی و میرزا عبدالله مازندرانی مشروعیت مضاعف یافت، به وضوح اعلام کرد که استبداد به کلی با مبانی اسلام در تضاد است و در مقابل، مشروطیت را به اسلام و اصول آن نزدیکتر دانست. نائینی استبداد را نه تنها به معنای سیاسی، بلکه به مفهوم دینی آن نیز مورد حمله قرار داد و حاکم مستبد را «مالک رقاب» و «ظالم» قلمداد کرد که رعایای خود را به مثابه «اسیر»، «ارقا» (برده) و «اذلاء» میشمارد و در عمل، وظیفه خود را از یک حکومت مشروع به «تملک مطلق» و «تحکم» مبدل میسازد.
محور اصلی نوآوری فکری میرزای نائینی، تعریف جدیدی از ماهیت قدرت در دوران غیبت امام زمان (عج) و تلاش برای تنظیم، محدودسازی و مشروعیتبخشی به حکومت بود. نائینی در تئوری خود، سلطنت استبدادی را به مثابه غصب و تملک ناحق میدانست و در مقابل، سلطنت مشروطه را به یک مفهوم فقهی شیعی یعنی «ولایت بر اقامه وظایف» تبدیل کرد. از نظر او، حقیقت مشروطیت یک «امانت» الهی و مردمی است که به حاکم سپرده میشود تا قوای مملکت را صرفاً در جهت مصالح عمومی مردم به کار گیرد و از این ولایت، در جهت ملکیت و تحکم شخصی تخطی نکند.
نائینی با آگاهی کامل از اصول اندیشه سیاسی مدرن، به ویژه عناصری که توسط متفکرانی، چون منتسکیو برای حکومتهای عادله ارائه شده بود، نشان داد که این اصول (مانند حریت و مساوات) ریشه در متن شریعت اسلامی و مذهب شیعه دارند. او با تمجید از حکیمانی که حکومت مدرن را بر پایه دو اصل مبارک آزادی (حریت) و مساوات بنا نهادند، اصرار داشت که اسلام و مذهب شیعه، خود منبع اصلی این حکمت عملی و سیاسی است که غربیها آن را اخذ و کمال بخشیدهاند.
نائینی برای تضمین عدم بازگشت مشروطیت به استبداد و برای نهادینه کردن تنظیم قدرت، بر سه رکن اساسی تأکید کرد که همگی ریشه در ماهیت امانتی حکومت دارند: آزادی و مساوات، شورایی بودن و نظارت (مسئولیت کامله). او معتقد بود که مشروطیت باید مبتنی بر آزادی رقاب ملت از اسارت و مشارکت و مساوات همه افراد ملت، حتی با شخص سلطان، در جمیع شئون و نوعیات مملکت باشد
