زیر پوست رفاه غرب چه میگذرد؟
به گزارش وبسایت صنعت جهان، پویشی با هدف هشدار نسبت به فروپاشی خانواده در غرب ثبت شده است. ثبتکننده آن میگوید باید با آگاهسازی عمومی، نگذاریم جامعه ایرانی سرنوشتی شبیه کشورهای غربی پیدا کند؛ سرنوشتی که او آن را در تصویرهایی از «کودکان بیسرپرست، زنان افسرده، شهرهای ناامن و جنینهای دورریخته» توصیف میکند.
برای ارزیابی منصفانه چنین تصویری، باید واقعیتهای اجتماعی در غرب را از خلال آمار و پژوهشهای معتبر مرور کنیم، اما نه برای نفی یا تایید، بلکه برای فهم عمیقتر پدیدهای که واقعا در حال وقوع است؛ یعنی تحول آرام و عمیق در مفهوم خانواده.
غرب مدرن و خانواده پس از نیم قرن تغییر
نیم قرن گذشته، اروپا و آمریکای شمالی، شاهد بزرگترین دگرگونیهای اجتماعی تاریخ معاصر بوده است. با افزایش فردگرایی و تغییر در ارزشها و اعتقادات، بسیاری از مردم غرب در حال تجربه تغییر در مفهوم خانواده هستند. در سال ۱۹۷۰، بیش از ۸۰ درصد بزرگسالان در ایالات متحده ازدواج کرده بودند، اما در سال ۲۰۲۳ این عدد به ۴۷ درصد رسیده است. در فرانسه، حدود ۶۲ درصد تولدها خارج از ازدواج رسمی است و در بریتانیا نیز این شاخص از ۱۰ درصد در دهه ۶۰ میلادی به بیش از ۵۰ درصد رسیده است.
اين تحولات به معنای ازبینرفتن خانواده نیست، بلکه تغییر شکل آن است به خانوادههای تکوالد، زوجهای بدون ازدواج رسمی، یا خانوادههای همزیست بدون فرزند که اکنون بخش بزرگی از جامعه غربی را تشکیل میدهند. اما همزمان، شاخصهایی، چون تنهایی، افسردگی و احساس بیمعنایی زندگی بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
در پیمایش بزرگ OECD Better Life Index (۲۰۲۳)، بیش از ۳۰ درصد بزرگسالان در بریتانیا و آمریکا گفتهاند که «اغلب اوقات احساس تنهایی میکنند». در فرانسه نیز، نرخ استفاده از داروهای ضدافسردگی طی ۲۰ سال گذشته بیش از دو برابر شده است.
بحران عاطفی و افزایش تنهایی
آنچه در ظاهر آمار طلاق یا کاهش ازدواج دیده میشود، فقط بخشی از ماجراست. مسئله اصلی، تغییر در پیوندهای انسانی است. جامعهای که فردگرایی مطلق را ارزش میداند، ناخواسته روابط انسانی را به قراردادهای موقتی تبدیل میکند.
در آمریکا، پژوهش National Institutes of Health (NIH ۲۰۲۲) نشان میدهد بیش از ۶۰ درصد زنان ۱۸ تا ۳۰ ساله حداقل یکبار افسردگی بالینی را تجربه کردهاند و نرخ خودکشی در میان زنان زیر ۲۵ سال طی دهه گذشته حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است.
همزمان، نرخ تولد در بسیاری از کشورهای غربی به پایینترین حد تاریخی رسیده است: در ایتالیا ۱.۲ فرزند برای هر زن، در آلمان ۱.۴ و در فرانسه ۱.۶ (World Bank – Fertility Rate, ۲۰۲۳). در حالی که عدد جایگزینی جمعیت ۲.۱ است. این بدان معناست که جمعیت اروپا بدون مهاجرت، سالبهسال در حال کاهش است؛ نتیجه همان بیمیلی به تشکیل خانواده و فرزندآوری که جامعهشناسان غربی آن را بحران تمدنی میدانند.
واقعیت تلخ کودکان بیسرپرست و مادران تنها
در بریتانیا، بر اساس دادههای رسمی Office for National Statistics (ONS ۲۰۲۳)، حدود ۲.۹ میلیون کودک با تنها یک والد زندگی میکنند یعنی یکچهارم کل کودکان کشور (ONS – Families and Households, ۲۰۲۳). در آمریکا، این رقم حدود ۲۳ میلیون کودک است (U.S. Census Bureau – Single-Parent Households, ۲۰۲۳).
در بسیاری از این خانوادهها، مادر بهتنهایی مسئول تامین معیشت است. نرخ فقر در خانوادههای تکوالد آمریکایی حدود ۳۱ درصد است، در حالی که این عدد در خانوادههای دووالد تنها ۷ درصد است. در کشورهای اروپای شمالی، گرچه نظام رفاهی قویتر است، اما هزینههای روحی جدایی و احساس بیپناهی کودکان همچنان بالاست.
گزارش UNICEF (۲۰۲۲) درباره رفاه روانی کودکان در ۴۱ کشور توسعهیافته نشان میدهد، احساس رضایت از زندگی در میان نوجوانان بریتانیایی و آمریکایی در پایینترین سطح در میان کشور
