جمعه , 12 دی 1404 2026 - 01 - 02 ساعت :
» سلامت و پزشکی » عمویم با چاقو مرا نابینا کرد
سلامت و پزشکی

عمویم با چاقو مرا نابینا کرد

آبان ۷, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، در اوایل سال ۱۴۰۴ گزارش یک درگیری خونین در ملارد به مأموران پلیس اعلام شد. پس از حضور مأموران در محل و بررسی‌های اولیه مشخص شد که درگیری میان عمو و برادرزاده بالای سر جسد پدرشان رخ داده است.

برادری که در این درگیری مجروح شده بود به بیمارستان منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت. اما پزشکان اعلام کردند که چشم چپ او به علت شدت جراحت با جسم نوک تیز نابینا شده و باید تخلیه شود. پس از این حادثه، برادر نوجوان از عمویش شکایت کرد و ماجرا را اینگونه تشریح کرد: «از چند سال پیش پدرم از کارافتاده شد و در بستر بیماری بود. هیچ‌کس حتی عمویم هم به ما سر نمی‌زد. صبح روز حادثه پدرم با ایست قلبی از دنیا رفت و من به ناچار موضوع را به عمویم گفتم. چند دقیقه بعد او به خانه‌مان آمد و به جای دلداری شروع به داد و فریاد کرد و مادرم را مسبب مرگ پدرم دانست. بعد به یکباره از آشپزخانه چاقویی برداشت و سراغ مادرم رفت. من به دفاع از مادرم جلویش ایستادم که عمویم با چاقو ضربه‌ای به چشمم زد و دیگر جایی را ندیدم.»

عموی ۵۰ ساله در ادامه بازداشت شد و با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه ۲ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در دادگاه، پسر نوجوان خواستار قصاص چشم عمویش شد. سپس متهم به جایگاه رفت و گفت: «من اتهامم را قبول ندارم چراکه اصلاً برخوردی با برادرزاده‌ام نداشتم و نمی‌دانم چطور چنین شکایتی را مطرح کرده است.»

قاضی از متهم پرسید: «اگر شما درگیری نداشتی چرا با پلیس تماس گرفتی؟» متهم جواب داد: «تماس گرفتم تا علت مرگ برادرم روشن شود.» بعد از آن، وکیل شاکی به جایگاه رفت و گفت: «متهم در حالی منکر نقص عضو برادرزاده‌اش است که پیش از جلسه رسیدگی به پرونده با من تماس گرفت و گفت خودرویی دارد که می‌تواند آن را به نام برادرزاده‌اش کند تا شکایتش را پس بگیرد.» متهم در پاسخ به وکیل شاکی گفت: «من اصلاً نمی‌دانم وکیل شاکی درباره چه چیزی صحبت می‌کند، چون نه من تماس گرفتم و نه چنین پیشنهادی دادم.» با پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

منبع: روزنامه ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×