فرماندهای که پس از شهادت زنده شد
به گزارش وبسایت صنعت جهان، در دوران هشت سال دفاع مقدس، راه آهن به عنوان یک شریان ارتباطی و پشتیبانی و تدارک جبههها، نقش بسیار مهمی ایفا کرد. در تمام مدت جنگ تحمیلی بخش مهمی از امکانات راه آهن دراختیار نیروهای رزمنده قرار داشت. در این مدت علاوه برحمل نزدیک چهار میلیون تُن تجهیزات، امکانات و مایحتاج جبهههای جنگ، انتقال نزدیک به هشت میلیون نفر از نیروهای رزمنده ارتش، سپاه و بسیج به مناطق عملیاتی به عهده راه آهن بود که بخوبی به مرحله اجرا درآمد.
در مدت دوران دفاع مقدس بیش از ۱۲ هزار نفر از کارکنان متعهد راه آهن داوطلبانه و مستقیم در جبهههای حق علیه باطل حضور یافتند. در این راستا ۲۴۸ نفر شهید، ۲۰۹ آزاده و هزار و ۲۱۰ نفر جانباز را در راه سربلندی وطن تقدیم کرده است. شهید «علیرضا نوری» یکی از فرماندهان و شهدای راه آهن جمهوری اسلامی ایران است.
علیرضا در طول جنگ تحمیلی در عملیاتهای متعددی حضور یافت. او در «عملیات امام علی(ع)» در کوههای اللَّه اکبر در غرب سوسنگرد از ناحیه پا به سختی مجروح شد و علاوه بر آن ۱۲ ترکش به قسمتهای مختلف بدنش اصابت کرد. او را به بیمارستان شیراز منتقل کردند، پزشکان معتقد بودند این فرمانده به شهادت رسیده است و نامش را به عنوان شهید روی سینهاش مهر کرده بودند پس از مدتی در یخچال سردخانه به دلیل بخار کردن کیسهای که درونش بود متوجه شدند هنوز جان دارد و نجاتش دادند.
علاوه بر این در جریان عملیات والفجر در سال ۱۳۶۱ دست راستش بر اثر انفجار مین قطع شد. طبع مهندسی او، سبب شد تا بتواند برای خود، دست مصنوعی طراحی کند و آن را شخصا بسازد. علیرضا نوری سرانجام روز ۹ بهمن ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی جنوب شلمچه در حالی که قائم مقام فرمانده لشگر ۲۷ محمدرسول الله (ص) بود و در عملیات کربلای ۵ فرماندهی و هدایت میکرد، بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر و سینه به شهادت رسید.
سید حسن سید محسنی؛ همکار علی رضا نوری در راه آهن در خاطرهای روایت میکند: «بنده در زمان حکومت پهلوی به عنوان لوکوموتیوران به خرمشهر منتقل شده بودم. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مسئول کمیته حفاظت راه آهن در خرمشهر شدم. در تمامی استانها، شهرها و شهرستانهایی که راه آهن دفتر و دستکی داشت چنین کمیتهای به خاطر اهمیت این ناوگان بزرگ حمل و نقل ریلی کشور تشکیل شده بود. دیگر کمیته تخصصیتری که در تمامی نهادها تشکیل شد «کمیته پاکسازی» بود. این کمیته باید آن سازمان نهاد و غیره را از عوامل وفادار به رژیم شاه که برای مردم و انقلاب مشکل ایجاد میکردند پاکسازی میکرد.
اوایل سال ۱۳۵۸ بود که بنا به درخواست مردم و کارکنان راه آهن استان خوزستان کمیته پاکسازی وارد این استان شد. بنده به عنوان مسئول کمیته حفاظت راه آهن خرمشهر به اهواز رفتم تا ضمن خوش آمدگویی، گزارشی از وجود عناصر ضد انقلاب در راه آهن خرمشهر را هم به سمع و نظر اعضای این کمیته برسانم. یکی از اعضای این کمیته تخصصی علیرضا نوری بود که در تهران مسئولیت کمیته حفاظت راه آهن را به عهده داشت.
پس از خوش و بش و ارائه گزارش و صحبتهای تخصصی متوجه شدم اخلاق او با دیگر همراهانش متفاوت است. آنها بسیار قهری با مسائل و افراد برخورد میکردند و سعی در تنبیه اخراج و معرفی به دادسرای انقلاب افراد مطروحه در گزارشهای مردمی را داشتند؛ ولی علیرضا این طور نبود. اولاً تحقیق و بررسی را بسیار دقیق و ریز دنبال و از نتیجهگیری آنی و احساسی پرهیز میکرد. دوماً در پرونده افراد دنبال یک برگ برنده یا یک نقطه روشن میگشت تا از آن به نفع فرد استفاده کند. سوماً بین افراد با گذشتهای بعضاً ناجور، وقتی میفهمید که اکنون توبه کردهاند و
