پنجشنبه , 18 دی 1404 2026 - 01 - 08 ساعت :
» سیاسی » مقاومت فرهنگی راهبرد مقابله با «بی‌حجابی استعماری» در ایران
مقاومت فرهنگی راهبرد مقابله با «بی‌حجابی استعماری» در ایران
سیاسی

مقاومت فرهنگی راهبرد مقابله با «بی‌حجابی استعماری» در ایران

آذر ۲۸, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، تحولات اخیر در ایران و جهان اسلام نشان می‌دهد که مسئله حجاب دیگر صرفاً در چارچوب یک حکم شرعی، یک انتخاب سبک زندگی یا حتی یک منازعه اجتماعی درون‌فرهنگی قابل تحلیل نیست. حجاب به‌تدریج به یکی از کانون‌های اصلی تقابل گفتمانی، تمدنی و ژئوپلیتیکی میان جهان اسلام و نظام سلطه جهانی تبدیل شده است.

پدیده بی‌حجابی نه به‌عنوان یک کنش فردی یا انحراف اجتماعی محدود، بلکه به‌مثابه بخشی از یک پروژه طراحی‌شده، هدفمند و مستمر برای تضعیف هویت اسلامی–ملّی و مهندسی فرهنگی جوامع اسلامی قابل فهم است. از این منظر، مفهوم «بی‌حجابی استعماری» به‌مثابه یک اصطلاح ابتکاری و گفتمان‌آفرین برای تبیین راهبردی این پدیده در نسبت با پروژه کلان تهاجم نرم، اندلس‌سازی فرهنگی و وابستگی ساختاری جوامع مسلمان طرح می‌شود.

بی‌حجابی استعماری، دیدگاه ابتکاری و گفتمان‌آفرین است که به مجموعه فرایند‌ها و سیاست‌ها، کنش‌ها و واکنش‌هایی اطلاق می‌شود که با هدایت و برنامه‌ریزی نظام سلطه جهانی، حذف یا تضعیف نشانه‌های پوشش اسلامی–ملّی زنان مسلمان را در بستر پروژه کلان تهاجم و اشغال فرهنگی دنبال می‌کند. این مفهوم، فراتر از صرفاً یک پدیده اجتماعی یا یک انتخاب فردی، به عنصری کلیدی در استراتژی‌های ژئوپلیتیکی و فرهنگی قدرت‌های سلطه‌گر برای مدیریت جوامع اسلامی نگریسته می‌شود.

بی‌حجابی در این معنا، نه صرفاً کنشی فردی در عرصه انتخاب پوشش، بلکه ابزاری راهبردی در فرایند استعماری «اندلس‌سازی فرهنگی» و تحقق گسترده وابستگی فرهنگی است. این وابستگی، به‌طور خاص، ثبات فرهنگی–اجتماعی و هویت ملت و امت اسلامی را هدف قرار می‌دهد. هدف غایی این راهبرد، از بین بردن مقاومت درونی جوامع مسلمان از طریق تضعیف ارزش‌های بنیادین آنهاست، که حجاب در رأس این ارزش‌ها قرار دارد.

در دوران معاصر، راهبرد بی‌حجابی استعماری به سمت القای فرهنگی و اجتماعی تغییر شکل داده است. این مرحله از طریق رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و نفوذ فرهنگی در مؤسسات آموزشی و هنری، ترویج می‌شود و ماهیت آن، جنگ نرم ترکیبی است. در این جنگ، هدف این است که بی‌حجابی به عنوان یک «هنجار طبیعی» یا «نشانه‌ای از آزادی» در ذهن مخاطب جا بیفتد، در حالی که کارکرد اصلی آن، یعنی تضعیف بنیان‌های هویتی، محقق شود.

بی‌حجابی استعماری یک مفهوم توصیفی برای یک پدیده اجتماعی ساده نیست. بی‌حجابی استعماری، چنان‌که در این نوشتار تبیین شد، نه یک مسئله مقطعی، هیجانی یا صرفاً فرهنگی، بلکه راهبردی نظام‌مند برای تهی‌سازی هویتی، تضعیف بنیان خانواده و استقرار وابستگی پایدار در جوامع اسلامی است. این راهبرد در امتداد سیاست اندلس‌سازی فرهنگی عمل می‌کند؛ سیاستی که به‌جای فتح سرزمین‌ها، به فتح ذهن‌ها، ارزش‌ها و نماد‌های هویتی می‌اندیشد و حجاب را به‌عنوان یکی از کانونی‌ترین موانع این نفوذ، هدف قرار می‌دهد.

در چنین شرایطی، مواجهه با پدیده بی‌حجابی استعماری، نمی‌تواند به سیاست‌های حداقلی، واکنش‌های صرفاً انتظامی یا برخورد‌های مقطعی و سلبی محدود شود. تجربۀ تاریخی و تحلیل‌های راهبردی نشان می‌دهد که «مقاومت فعال فرهنگی» تنها پاسخ مؤثر و پایدار به این پروژه است؛ مقاومتی که بر آگاهی‌بخشی، تولید معنا، تقویت سرمایه نمادین حجاب، بازتعریف آن در افق تمدنی و پیوند آن با استقلال، امنیت فرهنگی و کرامت زن مسلمان استوار باشد.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×