آیا شادی واقعی تنها به معنای تجربه لذتهای آنی است؟
به گزارش وبسایت صنعت جهان، مارتین سلیگمن با رویکرد جدید به روانشناسی، این رشته را دگرگون کرد. او به عنوان رئیس انجمن روانشناسی آمریکا (APA)، سخنرانیای را برای پرداختن به اهمیت روانشناسی مثبت ارائه داد. سلیگمن معتقد بود که روانشناسی باید برای آموزش شادتر بودن به مردم تلاش کند.
سلیگمن از پیشگامان روانشناسی مثبت بود. او و همکارانش، از جمله اد دینر و میهالی چیسکز نمیهالی، تلاش کردند تا احساسات مثبت را از منظری علمی مطالعه کنند. آنها میخواهند دریابند که چه فرآیندها، پویاییها و موقعیتهایی میتوانند بیشترین تأثیر را بر سلامت، عملکرد و رضایت کلی ما از زندگی داشته باشند.
سلیگمن بر سه جنبه برای ایجاد شادی تأکید داشت:
1. **زندگی دلپذیر**: تشویق احساسات مثبت و پایدار نگه داشتن آنها. برای این منظور، باید نیازهای اساسی خود را برآورده کنیم، بین گذشته، حال و آینده خود تعادل برقرار کنیم، و به آینده با امید و خوش بینی نگاه کنیم.
2. **زندگی خوب**: لذت بردن از یک زندگی واقعاً خوب به آن آسانی که در ابتدا فکر میکنیم نیست. شادی رسیدن به پتانسیل ماست، احساس کاملتر، آزادتر و شادتر بودن. سلیگمن و کریستوفر پترسون، متخصص در زمینه امید و خوش بینی، یک سیستم طبقهبندی از نقاط قوت انسان ایجاد کردند.
3. **زندگی معنادار**: زندگی معنادار ارتباط نزدیکی با قله هرم آبراهام مازلو دارد. این جایی است که ما از فضایل و نقاط قوتی که توسعه دادهایم برای کمک به شادی دیگران استفاده میکنیم. این نوعدوستی است و سلیگمن آن را به عنوان تمرین خوبی تعریف میکند.
روانشناسی مثبت جایگاه مهم و الهامبخشی در جامعه ما دارد. با این حال، این رویکرد مورد انتقاد قرار گرفته است. برخی میگویند که برچسب زدن شادی به عنوان «مثبت» به این معنی است که احساساتی مانند غم، خشم یا ناامیدی «منفی» هستند.
منبع: سواد زندگی
