جایی میان چادر و موهای بنفش؛ قصه مشترکِ یک فقدان
به گزارش وبسایت صنعت جهان، مترو مثل همیشه شلوغ بود. همهمهای که اگر گوشهای برای ایستادن پیدا کنی، انگار لطف بزرگی در حقّت کردهاند. قطار تازه از ایستگاه رد شده بود و موج آدمها بالا و پایین میرفت. در میان این هجوم صدا و رنگ، نگاههایمان بر روی دو دختری که شاید هرگز فکر نمیکردند اینطور کنار هم قرار بگیرند و تصویری بسازند که قصه امروزمان شود، مکث کرد.
یکی از دختران دختری با موهای بنفش براق بود که مثل شعله از زیر کلاه لبهدارش بیرون زده بود. ابروهای تراشیدهاش حالتی داشت که انگار همیشه در حال تعجب است؛ لبش پیرسینگ داشت، نافش هم، و سیگار الکترونیکیاش را مثل شیطنتی کودکانه بالا میبرد و دودش را بیخیال روی سر و صورت آدمها پخش میکرد. خودش را وسط چند پسر جا کرده بود و با قهقههای بلند، از همانها که هیچ قاعدهای نمیشناسد، تمام واگن را خط میانداخت. چند قدم آنطرفتر، درست روبهروی او، دختری نشسته بود با چادر مشکی. پایش را روی پایش انداخته بود، با خونسردی، اما آنقدر که ساق پایش و شلوار تنگش از زیر چادر پیدا بود. خانمی از ردیف بغل به آرامی اشارهای کرد؛ شاید خواست یادآوری کند، شاید هم کمک. اما دختر چادری بدون اینکه حتی نگاهش کند، گفت: «خودم میدونم.»
این دو تصویر بر روی هم نمیخواستند از ذهن کسی بیرون بروند. یکی بیتفاوتی را فریاد میزد، یکی آزادی را. یکی به زیبایی خودش غره بود، یکی به چادرش. اما در یک چیز مشترک بودند: «غیبتِ حیا» یا شاید بهتر باشد بگوییم: «نبود آن نگاه مراقبانهای که خدا در وجود زن و مرد گذاشته؛ سرمایهای به نام «حیا» که نه فقط برای چادریهاست و نه فقط برای بیحجابها. برای همه است؛ برای انسان.»
هجتالاسلام علی آقابابا، کارشناس تربیتی و دینی، در یک گفتوگو با ما، «حیا» را نه یک پوشش، نه یک رفتار مقطعی، بلکه روحِ تربیت انسان میدانست و میگفت: «اولین ثمره حیا این است که اخلاق و معنویت آدم را بالا میبرد. کسی که حیا دارد، خودش ناخودآگاه از زشتیها فاصله میگیرد؛ نه از ترس قانون، نه از نگاه مردم… از درون خودش. حیا یعنی انسان مراقب حرکات و گفتارش باشد؛ کسی که این مراقبت را داشته باشد بهطور طبیعی زیباتر، مهربانتر و اخلاقیتر میشود.»
او مکثی کرد و ادامه داد: «حیا فقط یک احساس نیست؛ یک نیروی بازدارنده است. نیرویی که قبل از اینکه انسان به سمت خطا برود، آرام در گوشش نجوا میکند: «مراقب باش.» به همین دلیل است که حیا، حریمهای شخصی و اجتماعی را حفظ میکند. وقتی مردم حیا داشته باشند، احترام در جامعه بالا میرود و فضا امنتر میشود. آرامش جمعی بالا میرود.»
و بعد با تاکید بیشتری گفت: «جامعهای که در آن حیا کمرنگ شود، طبیعی است که مفاسد رشد میکند. چون افراد درونیترین ترمز خود را از دست میدهند. اما اگر حیا در دلها زنده باشد، حتی بدون اجبار هم بسیاری از ناهنجاریها خودبهخود کنار میروند.»
او حجتالاسلام آقابابا، حیا را نه تنها اجتماعی، بلکه خانوادگی هم میدانست: «حیا در خانواده معجزه میکند. احترام زن و مرد به یکدیگر بیشتر میشود، فرزندان در محیطی سالمتر رشد میکنند و رفتارها به سمت آرامش میرود. خانهای که در آن حیا باشد، صدایش بلند نمیشود، حرمتها شکسته نمیشود.»
باحیاها درونِ آرامتری دارند
بخش دیگری از صحبتهایش، تصویری دقیقتر از اثر روانی حیا بود: «کسی که حیا دارد، از درون
