درسهای شاهنامه برای جامعهای که میان حق و باطل مردد است
به گزارش وبسایت صنعت جهان، در هر زمان، سؤال اصلی بشر این است که مرز میان حق و باطل کجاست. این سؤال بسیار چالشبرانگیز است و پاسخ آن در شرایط مختلف ممکن است متفاوت باشد. در جامعه امروز، با وجود قدرت رسانهای و تبلیغات، تشخیص حق و باطل بسیار دشوار شده است. در چنین شرایطی، دانش و خرد بهعنوان منابع مهمی برای تصمیمگیری باید مورد استفاده قرار بگیرند. یکی از مهمترین منابع انسانی که میتوان به آن تکیه کرد، شاهنامه فردوسی است.
شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر ادبی و تاریخی، بهعنوان یک منبع الهامبخش و راهنمای زندگی بشر میتواند مورد استفاده قرار بگیرد. در این اثر، مرز میان حق و باطل بهصورت روشنی تعریف و شناخته شده است. حکیم فردوسی در شاهنامه، چهار رکن اصلی را برای استواری کشور برشمرد، که عبارتاند از: روحانیان، نظامیان، کشاورزان و صنعتگران و هنرمندان. این چهار رکن، بهصورت تخصصی گسترش مییابند و هر کدام به زیرشاخهها و جایگاههای مشخصی دست مییابند.
در شاهنامه، اهریمن به عنوان دشمن اصلی همه ایرانیان و مردمان در سراسر تاریخ، وجود دارد. این دشمن، بهصورت پنهانانه و با فریب مردم، تلاش میکند. برای اینکه بتوانیم از این دشمن حفاظت کنیم، باید دقت در رفتار و گفتار خود داشته باشیم. همچنین، باید از تاریخ عبرت بگیریم و با شناخت درست حق و باطل، بهصورت روزآمد، از اندیشههای کهن خود بهرهبرداری کنیم.
در ایران باستان، ما نهادی به نام مجلس مهستان داشتیم که بزرگان همه قشرها در آن حضور داشتند. این بزرگان راهکار ارائه میدادند و در تصمیمگیریهای کلان نقش داشتند. در شاهنامه فردوسی، این مسأله بهخوبی حل شده است. ما با جایگاههایی مانند «پهلوانان» روبهرو هستیم که در طبقه میانی حکمرانی قرار دارند. این افراد میتوانند تا سطح اداره منطقهها، شهرها و استانها و حتی حضور در مجلس مهستان پیش بروند.
در مجموع، مرز میان حق و باطل در هر زمان، با توجه به شرایط و عوامل مختلف، ممکن است متفاوت باشد. اما با استفاده از منابع انسانی و تاریخی، مانند شاهنامه فردوسی، میتوانیم بهصورت روزآمد و با توجه به شرایط کنونی، از اندیشههای کهن خود بهرهبرداری کنیم. در این صورت، میتوانیم با شناخت درست حق و باطل، بهصورت روزآمد، در جامعه زنده باشیم.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
