شنبه , 11 بهمن 1404 2026 - 01 - 31 ساعت :
» سلامت و پزشکی » روایتی تازه از «فرشته»ای که تسلیم نشد
روایتی تازه از «فرشته»ای که تسلیم نشد
سلامت و پزشکی

روایتی تازه از «فرشته»ای که تسلیم نشد

آذر ۲۱, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، فرشته حسن‌زاده نائب‌قهرمان رقابت‌های موی‌تای کشور‌های اسلامی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «من، فرشته، دختر ایرانم. دختری که از بچگی یاد گرفته برای آرزوهاش بجنگه… من همون دختری هستم که فرصت نکرد با عروسک‌هاش بازی کنه و وقتی به خودش اومد دید که وارد میادین بزرگ شده… اگر امروز مدالم را تقدیم رهبر عزیز ایرانم کردم، خالصانه و از ته قلبم و برای حال دل خودم بود. من ایستادگی، سعی و تلاش و مقاومت را از رهبر و مردم غیور ایران آموختم.»

حسینی که فرشته در حسینیه امام خمینی (ره) داشت، ترکیبی از آرامش، غرور، مسئولیت و سنگینی خاص بود. او می‌گوید: «وقتی سخنرانی رهبر انقلاب را گوش می‌دادم، در دلش می‌گفت «بله؛ واقعاً ارزشش را داشت. همهٔ سختی‌ها، تمرین‌ها، گریه کردن‌ها، زمین خوردن‌ها…» انگار همهٔ سال‌هایی که جنگید، تمرین کرد، شکست خورد و دوباره بلند شد، در حسینیهٔ امام (ره) همان لحظه که صدای رهبر عزیزمان در آن می‌پیچید، از جلوی چشم فرشته رد می‌شد. انگار تلاش‌هایش جواب داده بود…

فرشته از بچگی در یک خانوادهٔ حمایت‌کننده و تربیت‌شده زندگی می‌کرده. پدرش مربی‌اش بوده و از همان کودکی همیشه کنارش بوده است. مادرش هم مربی بود و عملاً همه چیز را یاد گرفته بود و خودش یک پا مربی بود. این سبک تربیت باعث شد که فرشته از همان سنین کم یاد بگیرد بجنگد، مستقل بماند و برای رسیدن به هدف‌هایش مقاومت کند.

فرشته می‌گوید: «حتی وقتی خودشان در زندگی سختی می‌کشیدند یا جایی شکست می‌خوردند، باز هم جلوی من کم نمی‌آوردند و حمایتم می‌کردند.» پدرش همواره سختی‌ها و مشکلات را به چشم فرصت می‌دید و هیچ‌وقت نمی‌گفت «نمی‌شه یا نمی‌تونم». فرشته می‌گوید: «همین روحیه باعث شد که من هم از بچگی یاد بگیرم جنگجو باشم و وسط راه جا نزنم.»

مادری که خودش مربی بود
مادر فرشته آن‌قدر درگیر ورزش فرشته بود که عملاً همه چیز را یاد گرفته بود و خودش یک پا مربی بود. این‌طور نبود که فقط شاهد و ناظر ورزش کردن دخترش باشد. کاملاً پیگیر و جدی بود تا بداند در مسیر ورزشی فرشته، چه چیزی درست است و چه چیزی غلط، چه تمرینی برایش لازم است، چه غذایی باید بخورد و چطور باید آمادگی دخترش حفظ و تقویت شود.

فرشته می‌گوید: «در کل حضور مادرم بیشتر باعث آرامش و انگیزه‌ام بود، تا تنش. حس می‌کردم تنها نیستم و یک نفر همیشه مراقب است که بهترین عملکردم را داشته باشم.» این مادر، انسانی بسیار صبور و فهمیده بود.

ارزشش را داشت…
فرشته می‌گوید: «خیلی از چیز‌هایی که امروز در شخصیت و مسیرم دارم، مستقیماً از پدر و مادرم یاد گرفته‌ام.» او می‌گوید حالا فرشته از لحظهٔ ورودش به حسینیهٔ امام خمینی (ره) و دیدن رهبر انقلاب از صف اول می‌گوید. بعد از تقدیم مدالش به رهبر انقلاب و پاسخ ایشان به فرشته، و رسانه‌ای شدن ماجرا، وقتی فرشته وارد حسینیه شد و در ردیف اول قرار گرفت تا رهبرش را از نزدیک ببیند حس عجیبی داشت که آن را این طور توصیف می‌کند.

فرشته می‌گوید: «وقتی سخنرانی رهبر انقلاب را گوش می‌کردم، در دلش می‌گفت «بله؛ واقعاً ارزشش را داشت. همهٔ سختی‌ها، تمرین‌ها، گریه کردن‌ها، زمین خوردن‌ها…» انگار همهٔ سال‌هایی که جنگید، تمرین کرد، شکست خورد و دوباره بلند شد، در حسینیهٔ امام (ره) همان لحظه که صدای رهبر عزیزمان در آن می‌پیچید، از جلوی چشم فرشته رد می‌شد. انگار تلاش‌هایش جواب داده بود…

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×