سه مرد که مولانا را نجات دادند
به گزارش وبسایت صنعت جهان، به تازگی در فضای عمومی و رسانهای، بحث درباره مولانا به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده است. اما مولانا صرفاً یک شاعر محبوب یا چهرهای برای نقل جملات قصار نبوده است. او از همان آغاز قرن چهاردهم شمسی به مسئلهای جدی حوزه ادبیات، عرفانپژوهی و حتی فلسفه بدل شد.
در ایران، نسلی از محققان عمر خود را صرف این کردند که متن معتبر مثنوی چیست، دیوان شمس چه میگوید، شمس تبریزی که بود و مولانا در بستر تاریخی و فکری زمانهاش چگونه میاندیشید. در این مسیر بلند، نامهای پرشماری نقشآفرین بودهاند از جمله بدیعالزمان فروزانفر، عبدالحسین زرینکوب، سیدجعفر شهیدی، جلالالدین همایی، محمدتقی جعفری، محمد استعلامی، محمدرضا شفیعیکدکنی، کریم زمانی، عصمت ستارزاده، محمدعلی موحد، حسن لاهوتی و مهدی الهی قمشهای.
هر یک از این چهرهها، از زاویهای متفاوت، به فهم مولانا نزدیک شدهاند؛ از متنشناسی و تاریخ گرفته تا فلسفه، عرفان، اخلاق و تفسیر. در میان این جمع گسترده، سه تن را به اختصار مرور میکنیم: بدیعالزمان فروزانفر، عبدالحسین زرینکوب و محمدعلی موحد.
بدیعالزمان فروزانفر نقطه آغاز جدی مولویپژوهی مدرن در ایران است. او با روش دانشگاهی، تاریخی و متنمحور به سراغ مولانا رفت و نشان داد که شناخت او بدون کار سخت نسخهشناسی و منبعیابی ممکن نیست. فروزانفر نزدیک به چهل سال از عمر خود را صرف مولانا کرد و تصحیح دیوان شمس در ده مجلد را انجام داد. این تصحیح هنوز هم معتبرترین نسخه دیوان شمس به شمار میآید.
عبدالحسین زرینکوب مولانا را به گفتوگو با انسان معاصر آورد. او با دغدغه فهم اندیشه مولانا، این متفکر را به باور خود، هنوز زنده و مسئلهمند نشان داد. زرینکوب در کتاب “پلهپله تا ملاقات خدا” روایتی تحلیلی از زندگی و سلوک معنوی مولانا ارائه داد. او مفاهیم محوری مثنوی را استخراج کرد: عشق، شر، رنج، اخلاق، معرفت، اختیار و نسبت انسان با جهان.
محمدعلی موحد با دقت متنشناسانه و نگاه انتقادی خود، تصحیح انتقادی مثنوی معنوی را انجام داد. او نشان داد که هزاران بیت منسوب به مثنوی در واقع الحاقیاند. حذف این ابیات، متن مثنوی را به شکلی منقح و قابل اعتماد نزدیک کرد. موحد همچنین با تصحیح انتقادی “مقالات شمس تبریزی” تصویری تازه از شمس ارائه داد.
نگاه موحد، نگاهی آرام، انتقادی و بهدور از هیجان است. او بارها تأکید کرده که نباید وقت و انرژی را صرف ابیاتی کرد که از مولانا نیستند؛ چرا که این کار، فهم متن اصیل را مخدوش میکند. همین رویکرد، آثار او را به الگویی برای پژوهش مسئولانه بدل کرده است.
سخنان اخیر شهرام ناظری درباره مولانا واکنشهایی را در فضای مجازی برانگیخته است. این واکنشها یادآور یک نکته اساسی است: مولانا پیش از آنکه موضوع بیانهای احساسی یا اجراهای هنری باشد، حاصل دههها کار سخت علمی، متنشناسانه و اندیشهمحور در ایران است. کاری که اگر انجام نمیشد، امروز نهتنها شناختی دقیق از مولانا در دسترس نبود، بلکه راه برای مصادره فرهنگی و انتساب شتابزده این چهره جهانی به نام دیگر کشورها هموارتر میشد.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
