یکشنبه , 12 بهمن 1404 2026 - 02 - 01 ساعت :
» آزمون دادگستری » شهیدی که قاتلش را بخشید
آزمون دادگستری

شهیدی که قاتلش را بخشید

آبان ۱۸, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، نوید صفری جوانی بود که زندگی او با عبادت، پیوند با شهدا، تلاش برای کمک به نیازمندان و پایبندی به آرمان‌های انقلاب اسلامی آمیخته بود. او فرزند کوچک خانواده‌ای مذهبی بود که احترام به بزرگ‌تر و آزادی بیان را همزمان در خود داشت.

نوید اهل گفت‌و‌گو بود و با پدرش درباره مسائل سیاسی و عقیدتی بحث می‌کرد. خانواده‌اش احترام ویژه‌ای برای او قائل بودند و نظرش در کنار دیگر اعضای خانواده اهمیت داشت. او متعهد بود که نماز اول وقت را برای خود حرمت و ضرورت دارد. در سفر‌ها اگر اتوبوس برای نماز اول وقت توقف نمی‌کرد، ناراحت می‌شد و تا هنگام توقف و اقامه نماز آرام نمی‌گرفت.

او اعتقاد داشت که در برابر مشکلات باید وضو گرفت و دو رکعت نماز خواند. دفترچه‌ها و نوشته‌هایش نشان‌دهنده مناجات‌ها و عشق او به ذکر در سحرگاه‌ها بود؛ او نماز و نیایش را منبع آرامش خود می‌دانست.

نوید نسبت به بزرگان شهید دارای ارادت ویژه بود و تصویر شهید رسول خلیلی در مقاطع مهم زندگی‌اش مانند تصمیم برای رفتن به سوریه یا حتی لحظه ورود به اتاق همسرش نمادی از همراهی معنوی برای او بود.

او کمک‌های پنهان و گسترده‌ای به محرومان داشت؛ کار‌هایی که خانواده بسیاری از آنها را تنها پس از شهادت او فهمیدند. او وسایل اقساطی تهیه می‌کرد و آنها را به خانواده‌های نیازمند می‌داد؛ اقساط این خرید‌ها از حقوق او کسر می‌شد.

نوید در وصیت‌نامه و سخنانش دیدی روشن نسبت به تهدیدات منطقه‌ای داشت: او تکفیری‌ها را ابزاری در دست آمریکا و اسرائیل می‌دید و قاتلان خود را بخشیده بود، اما از مردم خواسته بود در تشییع او پرچم آمریکا را به آتش بکشند و شعار «مرگ بر آمریکا» سر دهند.

در بخشی دیگر وصیتش اشاره‌ای به فضیلت زیارت عاشورا داشت: او زیارت عاشورا را پرفیض و عالی می‌دانست و از مردم خواسته بود آن را بخوانند و ثواب آن را هدیه بفرستند.

نوید علاقه‌مند به مقتل‌خوانی و مناجات بود و همواره از شهدا و معارف عاشورایی الهام می‌گرفت. او جمله‌ای از شهید آوینی را بار‌ها تکرار می‌کرد: «شهادت لباس تک‌سایزی است که باید تن انسان به اندازه‌اش درآید.» او معتقد بود هرگاه انسان به اندازه این لباس برسد، پرواز می‌کند.

نوید در خلوت‌های شبانه‌اش با دفترچه و قلم با خدا مناجات می‌کرد؛ پیش از ازدواج هم راز و نیازهایش را در دفتر می‌نوشت و خانواده گاهی از نوشته‌هایش بی‌اطلاع بودند که او در حال مناجات است.

رفاقت معنوی و توجه نوید به شهید رسول خلیلی سرآغاز بسیاری از تصمیمات مهم زندگی‌اش شد؛ او رسول را سرمشق خود قرار داده و برای رفتن به سوریه متوسل به او شد. رسول خلیلی نقش مهمی در اعزام نوید ایفا کرد و نوید تا حدی به دعای او و راهنمایی‌اش دل بسته بود.

نوید در قالب مدافعان حرم عازم سوریه شد و در عملیات آزادسازی شهر «بوکمال» حاضر شد. او در تشییع بهشتی خود، فضایی از آرامش عجیبی ایجاد کرد و خانواده‌اش معتقد بودند که برادرم بهترین راه را رفته و بهترین عاقبت را داشته؛ چرا باید ناراحت باشیم؟

مادرش می‌گفت که هر وقت به او سلام می‌کرد دستش را به روی سینه‌اش قرار می‌داد. وقتی تابوت او را به من رساندند او بازهم با همین حالت جلوی من قرار گرفته بود.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×