چهارشنبه , 17 دی 1404 2026 - 01 - 07 ساعت :
» سیاسی » فریاد علیه دروغ بافی از مطهری تا زرین‌کوب و صدیقی
فریاد علیه دروغ بافی از مطهری تا زرین‌کوب و صدیقی
سیاسی

فریاد علیه دروغ بافی از مطهری تا زرین‌کوب و صدیقی

دی ۱۷, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، سال‌هاست پاره‌ای از روشنفکران و نویسندگان متأثر از تاریخ‌نگاران مستشرق ادعا‌های عجیب و غیرمستندی را درباره حمله اعراب به ایران مطرح می‌کنند. از ادعای کشتار وسیع ایرانیان و ویران کردن شهر‌های کشورمان از سوی سپاه اسلام گرفته تا کتابخانه‌سوزی و به آتش کشیدن میراث مکتوب باستانی سرزمین‌مان.

توماس نوبل، ویلیام مونتگمری وات، ویلیام آوری، ریچارد فرای و به تبع آنها حسن پیرنیا، احسان یارشاطر، سعید نفیسی، همایون کاتوزیان و… دلایل و انگیزه‌های مسلمانان برای حمله به ایران را به دست آوردن اموال و ثروت، غنائم و غارتگری، افول منابع آب در حجاز، گرسنگی و فقر اعراب و ثروتمندی ایرانیان عنوان کرده‌اند.

اما جالب است که همین مستشرقان و نویسندگان متأثر از آنها بعد از بیان این انگیزه‌ها، داستان‌سرایی‌های عجیبی را درباره کشتار ایرانیان به دست اعراب، تجاوز ایشان به نوامیس ایرانیان، خراب کردن خانه‌های مردم و غارت زندگی‌شان بیان کرده‌اند. اما اکثر این داستان‌ها بدون ارائه سندی برای آن بیان می‌شوند.

یکی از بارزترین این داستان سرایی‌ها را می‌توان در کتاب تاریخ اجتماعی ایران جناب سعید نفیسی دید. گاهی این نویسندگان بدون ارائه حتی یک سند، ادعا‌های خود را مطرح کرده و گاهی هم با ارجاع به یک منبع تاریخی به شکل تحریف شده، به اظهار اینگونه مطالب پرداخته‌اند.

استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» و «کتابسوزی ایران و مصر» به نقد این ادعا‌ها پرداخت. او می‌نویسد: «چند سال پیش یک شماره از مجله «تندرست» به دستم رسید. آنجا خلاصه سخنرانی یکی از پزشکان بنام ایران در یکی از دانشگاه‌های غرب درج شده بود. پزشک ایرانی در این سخنرانی اشاره به مضمون اشعار معروف سعدی «بنی آدم اعضای یک پیکرند» کرده و اظهار داشته بود که برای اولین مرتبه این شاعر ایرانی اندیشه جامعه ملل را پرورانده است.»

در این سخنرانی، پزشک ایرانی به ماجرای دانشگاه جندی شاپور اشاره کرده و اظهار داشته که این دانشگاه مانند سایر مؤسسات ایران از میان رفت. اما استاد مطهری پاسخ این پزشک را اینگونه می‌دهد: «اولاً، بعد از دوره یونان و قبل از تأسیس دانشگاه جندی شاپور در ایران، دانشگاه عظیم اسکندریه بوده که با دانشگاه جندی شاپور طرف قیاس نبوده است. ثانیاً، دانشگاه جندی شاپور که بیشتر یک مرکز پزشکی بوده، کوچک‌ترین آسیبی از ناحیه اعراب فاتح ندید و به حیات خود تا قرن سوم و چهارم هجری ادامه داد. پس از آنکه حوزه عظیم بغداد تأسیس شد، دانشگاه جندی شاپور تحت‌الشعاع واقع گشت و تدریجاً از بین رفت…»

عبدالحسین زرین‌کوب از ادبا و تاریخ‌پژوهان معاصر، در کتاب «دو قرن سکوت» حمله اعراب به ایران را عامل تیره بختی و سقوط فرهنگی و تمدنی ایرانیان معرفی کرده بود. اما سال‌ها بعد از آن و زمانی که به طور مستقل آثار و منابع اسلامی-ایرانی قرون صدر اسلام را مورد مطالعه قرار داد، رویکردی کاملاً متفاوت در پیش گرفت و با نگارش دو کتاب «بامداد اسلام» و «کارنامه اسلام» با زیر سؤال بردن ادعا‌های دروغ مستشرقین درباره حمله اعراب به ایران، ورود اسلام به ایران را مبدأ ایجاد تمدنی نوین و درخشان مطرح کرد.

دکتر غلامحسین صدیقی نیز در کتاب «جنبش‌های دینی ایرانی در قرن‌های دوم و سوم هجری» با استناد و اتکا به منابع تاریخی، درباره حمله اعراب به ایران می‌نویسد: «نتایج بد تعصب دینی ساسانیان، رویگردان شدن جمعی از دین زرتشتی بود و چون پس از فتح عرب، رفتار قوم غالب در آغاز کار، ملایم‌تر از رفتار ر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×