معجزه در کوههای دالامپر با کانکسی میان مرز ۳ کشور
به گزارش وبسایت صنعت جهان
در منطقه مرگور که تقریباً ۹۰۰ کیلومتر از پایتخت فاصله دارد، کتابخانه کوچکی وجود دارد که امید کودکان این منطقه و تنها منبع آنها برای دریافت کتاب و انجام فعالیتهای فرهنگی است. عبدالسلام مشهور، تنها کتابدار منطقه مرگور، بیش از ۲۰ سال در این کتابخانه فعالیت میکند و تلاش میکند تا کودکان ۲۲ روستای این منطقه از نعمت کتاب محروم نباشند.
کتابخانههای سیار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، یکی از اقدامات این مرکز برای توسعه عدالت فرهنگی و توزیع منابع به نقاط دوردست کشور است. اولین کتابخانه سیار کانون در دهه ۴۰ در منطقه دره شوری برای عشایر استان فارس راهاندازی شد. این کتابخانهها که تنها مأموریت آنها رساندن کتاب به دست بچهها نیست و فعالیتهای گسترده دیگری چون پخش فیلم، قصهگویی، انجام فعالیتهای فرهنگی و هنری را نیز در دستور کار دارند، ابتدا کار خود را با حمل کتاب با قاطر و اسب به این مناطق آغاز کردند. حالا پس از گذشت ۶۰ سال از تأسیس کانون، این مرکز توانسته تعداد کتابخانههای سیار را به ۱۵۰ مرکز افزایش و امکانات جانبی را در اختیار کتابداران و کودکان قرار دهد.
مشهور که خود از کودکانی بود که در دهه ۵۰ مخاطب کتابخانههای سیار کانون بود، در دهه ۸۰ با جذب شدن به این مرکز، به عنوان مربی و کتابدار منطقه مرگور کار خود را آغاز کرد. او به چالشهایی که در ابتدای کار با آنها مواجه بود، اشاره کرد و میگوید: روستاهایی که مرزنشین هستند، تبادل فرهنگی قوی با دیگر کشورها مانند ترکیه و عراق در ابتدای کارم داشتند. به این صورت که ممکن بود خانوادهای در ایران، با خانوادهای در آن سوی مرز وصلت کند و فامیل شود. این تبادل فرهنگی، تأثیر بسیاری روی کودکانی گذاشته بود که حاصل این نوع ازدواجها بودند.
او ادامه میدهد: در آن زمان، برخی از خانوادهها حتی اسم کودکانشان را از نامهای مرسوم در ترکیه و یا عراق انتخاب میکردند یا حتی قادر نبودند فارسی صحبت کنند. از سوی دیگر، بعضی از بچهها اعتماد به نفس خوبی نداشتند؛ تا جایی که حتی به من موقع حرف زدن، نگاه هم نمیکردند. ترک تحصیل دختران در مقاطع پایین، از جمله چالشهای آن سالها بود. خانوادهها چندان تمایل نداشتند که دختران پس از مدتی به تحصیل ادامه دهند و فقط برای تحصیل تا کلاس پنجم ابتدایی اجازه میدادند.
مشهور با بیان اینکه در حال حاضر ۷۸۶ نفر عضو دارد، به کتابخانه و امکاناتش اشاره میکند و میگوید: بایگانی کتابخانه، یک کانکس است که محصولات فرهنگی را در آن نگهداری میکنم و خودم با ماشینی که اداره در اختیارم قرار داده است، به روستاها میروم. الآن در این کتابخانه تعداد شش هزار و ۷۲۶ عنوان کتاب نگهداری میشود که حمل آن با توجه به صعبالعبور بودن منطقه، امکانپذیر نیست؛ به همین دلیل، با توجه به نیازی که مخاطبان در روستاها دارند و یا توصیهای که آنها برای بردن کتاب خاص دارند، کتابها را با خود همراه میکنم.
او اضافه میکند: قبلاً سالی یکبار کتابخانهها با منابع جدید، به روزرسانی میشد، اما الآن هر سه ماه یکبار تقریباً منابع جدید به کتابخانه افزوده میشود.
مشهور خاطرات فراوانی دارد از روزهایی که به دلیل یخبندان در مناطق صعبالعبور، مجبور شده است مسافت باقیمانده را پیاده طی کند تا به روستاها برسد. رفتوآمد به روستاهای تحت پوشش، کار آسانی نیست. اما او با وجود آنکه به عنوان کتابدار در کتابخانه سیار فعالیت میکند، اما نقش راننده را نیز برعهده دارد.
او حقوقش را با معلمان و مربیان ثابت کانون مقایسه میکند و ادامه میدهد: مربی شاید اگر اشتباهی کند، ورقهای را پاره و از نو شروع کند، اما برای امثال من، یک لحظه اشتباه برابر است با به خطر انداختن جانم. علاوه بر این، همه روستاها امکانات مشابهی ندارند. در برخی از روستاها فعالیتها در مساجد یا مدرسه انجام میشود، اما در روستایی دیگر مجبوریم در فضای باز با بچهها کار کنیم؛ آن هم زیر نور مستقیم خورش
