پنجشنبه , 11 دی 1404 2026 - 01 - 01 ساعت :
» اجتماعی » میان چشم و روایت: چرا توضیح واضحات ضروری شده است
میان چشم و روایت: چرا توضیح واضحات ضروری شده است
اجتماعی

میان چشم و روایت: چرا توضیح واضحات ضروری شده است

آذر ۱۹, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، عباس سیاح طاهری می‌گوید: ساختار ذهن انسان، سازوکار رسانه‌های امروز و پیامدهای طبیعی آن، نشان می‌دهد که انسان به‌طور طبیعی به انرژی کمتری نیاز دارد و این یک جمله کوتاه، یک تصویر یا داستانی که هیجان دارد، به سرعت در ذهن جا می‌گیرد.

انسان‌ها معمولاً یک روایت را می‌پذیرند که سادگی و احساس نظم داشته باشد. در مقابل، روایت‌های پیچیده، به دلیل نیاز به انرژی بیشتر، در رقابت با روایت‌های آماده، genellikle شکست می‌خورد. رسانه‌ها نیز تنها انتقال‌دهنده واقعیت نیستند، بلکه سازنده آنند.

لومن گفته است که «واقعیت اجتماعی همان چیزی است که رسانه‌ها درباره آن حرف می‌زنند». در ایران، این پدیده به‌وضوح قابل مشاهده است. کافی است ببینیم چطور موضوعاتی با چند گزارش خبری، ناگهان به «مسأله عمومی» تبدیل می‌شوند، در حالی که مسائل دیگر، حتی اگر مردم آنها را تجربه کنند، به دلیل سکوت رسانه‌ای، از سبد واقعیت عمومی حذف می‌شوند.

قدرت تکرار نیز دست‌کم گرفته می‌شود. پژوهش‌های روان‌شناسی نشان داده‌اند که تکرار، حتی اگر محتوا غلط باشد، احتمال باور را بالا می‌برد. در جامعه ایران، نمونه‌های فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد یک شایعه یا روایت اقتصادی اغراق‌شده، به دلیل تکرار، به «قطعیت» تبدیل می‌شود.

در سال‌هایی که شبکه‌های اجتماعی رشد شتاب‌زده داشته‌اند، اثر این تکرار پررنگ‌تر شده است. هر بار که کاربری، بدون تردید و تنها با یک فوروارد، روایت را دوباره پخش می‌کند، شالوده‌ای از «حقیقت خیالی» ساخته می‌شود.

چشم انسان تصور می‌کند که جهان را مستقیم می‌بیند، اما نگاه در عمل از فیلتر‌هایی عبور می‌کند که رسانه‌ها ساخته‌اند. نوام چامسکی فیلتر‌هایی مانند قدرت، تبلیغات، دستور کار سیاسی، منفعت اقتصادی و بازنمایی گزینشی را توضیح می‌دهد.

در ایران، تجربه مشترک بسیاری از مردم این است که روایت‌های خبری معمولاً با زاویه‌ای خاص بیان می‌شوند. رسانه‌ها توانسته‌اند به‌سادگی در ذهن مردم جا بگیرند و به‌سرعت به «واقعیت» تبدیل شوند، حتی اگر غلط باشند.

قدرت احساسات نیز در این میان بی‌رقیب است. رسانه‌ها سال‌هاست فهمیده‌اند که ترس، خشم، شوک، مظلوم‌نمایی یا هیجان، بیشتر از استدلال شنیده می‌شود. در ماجرای برخی اتفاقات شهری، بخش بزرگی از افکار عمومی بر اساس تصویر‌های احساسی شکل می‌گیرد.

در کنار اینها باید به پدیده «جهل همراه با اعتمادبه‌نفس زیاد» اشاره کرد. روایت‌های ساده و قطعی، با لحنی که وانمود می‌کند «دنیا همین است که من می‌گویم»، برای ذهن آرامش‌بخش‌اند. در فضای رسانه‌ای ایران، صفحات و کانال‌هایی که روایت‌های قاطع و بدون پیچیدگی ارائه می‌کنند، معمولاً دنبال‌کنندگان بیشتری دارند.

نهایت این، نشان می‌دهد که انسان‌ها به‌طور طبیعی از تنهایی هراس دارند و اغلب به سمت چیزی می‌روند که «اکثریت» ظاهری آن را پذیرفته است. در ایران، بارها دیده شده که برخی هشتگ‌ها یا ترند‌ها به‌واسطه این احساس جمعی قدرت یافته‌اند، حتی اگر محتوای آنها دقیق نباشد.

در کنار همه اینها، باید به این واقعیت اشاره کرد که نظام‌های سنتی اعتماد در جامعه ضعیف شده‌اند. زمانی مردم برای دانستن واقعیت به تجربه‌های محلی، خانواده یا گفت‌و‌گو با افراد مورد اعتماد تکیه می‌کردند. این شبکه طبیعی در سال‌های اخیر کم‌رنگ‌تر شده است. وقتی اعتماد اجتماعی پایین باشد، ذهن به‌سرعت به‌دنبال مرجع بیرونی می‌گردد.

امروز باید به عصر پساواقعیت اشاره کرد؛ دوره‌ای که در آن احساسات اهمیت بیشتری از واقعیات پیدا کرده و «وانموده‌ها» بر صحنه مسلط شده‌اند. در این فضا، توضیح دادن بدیهیات، نه نشانه‌ای از عقب‌ماندگی مخاطب است و نه کاری کم‌اهمیت. بدیهی بودن خودش فروپاشیده؛ چیزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×