نساجی در تنگنای سیاستگذاری؛ وزارت صمت صدای صنعت را نمیشنود
به گزارش وبسایت صنعت جهان، صنعت نساجی ایران در نقطهای ایستاده که ادامه مسیر بدون اصلاح سیاستهای کلان با اما و اگرهای جدی مواجه است. این صنعت با سابقهای چند دههای در تولید صنعتی، اشتغال گسترده و پیوند مستقیم با معیشت خانوارها، میتواند نقطه ضعف شود اگر سیاستگذاریها ناکامل باشند.
صنعت نساجی ایران از تأمین الیاف طبیعی و مصنوعی، ریسندگی و بافندگی گرفته تا تکمیل، پوشاک و صادرات محصولات نهایی زنجیرهوار است. اما این مزیت بالقوه، در نبود راهبری مؤثر، به نقطه ضعف تبدیل شده است.
در این شرایط، واحدهای ریسندگی و بافندگی ناگزیرند با ظرفیتهای پایینتر فعالیت کنند یا در مقاطعی، خطوط تولید خود را متوقف سازند. این توقفها اگرچه در آمارهای رسمی بهصورت تعطیلی کامل ثبت نمیشود، اما هزینه پنهان آن در افت تولید، کاهش بهرهوری و فرسایش سرمایه انسانی، کاملاً مشهود است.
یکی از بنیادیترین مشکلات صنعت نساجی، بیثباتی و کاهش عرضه مواد اولیه پتروشیمیایی است. صنایع نساجی پاییندستی برای ادامه فعالیت خود وابسته به تأمین مستمر این مواد هستند. اما رویههای فعلی بازار و سیاستهای تنظیمگری وزارت صمت، این اطمینان را از تولیدکننده سلب کرده است.
تناقض آشکار در سیاستها، اینجاست که از یک سو، بر افزایش بهرهوری و رشد صادرات تأکید میشود و از سوی دیگر، ابزار تحقق این اهداف، یعنی ماشینآلات بهروز، در عمل از دسترس تولیدکننده خارج میماند.
مجموعه این چالشها، در نهایت به افزایش قیمت تمامشده محصولات نساجی داخلی منجر شده است. این وضعیت، کاهش رقابتپذیری تولیدکننده داخلی را در بازار داخلی و صادرات بهدنبال دارد.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی این وضعیت، تهدید اشتغال گسترده در صنعت نساجی است. این صنعت بهطور سنتی یکی از بزرگترین جذبکنندگان نیروی کار، بهویژه در شهرهای کوچک و مناطق کمتر برخوردار بوده است.
فرهاد بیات، کارشناس صنعت نساجی، معتقد است که صنعت نساجی بر خلاف تصور رایج، صنعتی کماهمیت یا سنتی نیست. او معتقد است که این صنعت سالهاست از نگاه سیاستگذار دور مانده است.
بیات تأکید میکند که مشکلاتی که امروز فعالان نساجی با آن مواجهاند، حاصل انباشت تصمیمات ناقص است. او میگوید که وزارت صمت باید یک سیاست صنعتی روشن و مکتوب در مورد نساجی داشته باشد؛ چیزی که مشخص کند دولت دقیقاً از صنعت نساجی چه میخواهد.
بیات همچنین میگوید که این بیثباتی، هزینه تولید را بهشدت افزایش داده و فضای تصمیمگیری را از تولیدکننده گرفته است. او تأکید میکند که تولیدکننده نساجی امروز نمیداند ماه آینده با چه قیمتی مواد خواهد خرید یا اصلاً مواد به او میرسد یا نه.
در مجموع، آنچه امروز در صنعت نساجی ایران دیده میشود، حاصل انباشت تصمیمات ناقص، فقدان نگاه زنجیرهای و بیتوجهی به هشدارهای مکرر بخش خصوصی است.
منبع: فرهاد بیات، کارشناس صنعت نساجی
