نمایش مرگ در کوچه پسکوچههای تهران، دهه چهل
به گزارش وبسایت صنعت جهان، در روزگاری که هنوز تلویزیون به تمام خانهها راه پیدا نکرده بود، سرگرمی و هیجان مردم از دل میدانها و پسکوچهها میجوشید؛ جایی که «معرکهگیران» با سنگ، پتک، زنجیر یا افعی به جنگ ترس و حیرت میرفتند.
دراویش مارگیر زیر آفتاب، نمایش خطر را به تماشاگران هدیه میکردند؛ زنهای چادری، بچههای نیمهبرهنه، مردان کلاهنمدی، همه گرد حلقهای میایستادند تا شاهد بازی مرگ و زندگی باشند.
مرحلهای از این نمایش در یکی از پسکوچههای «میدان غار» برگزار میشد. یک درویش، با چوبدستیاش دایرهای روی زمین رسم کرد و به افراد دستور داد که عقب بروند. سپس، با چوبدستیاش، یک جعبه را باز کرد و یک مار خاکستریرنگ با دو چشم ریز و براق بیرون آمد.
افسونگران با جعبههای مارها و افعیهایشان… و پهلوانان با سنگها و پتکها و زنجیرهایشان… اینها نمایشگران ساده کوچه و بازارند. در تلاطم معرکه بزرگ زندگی، معرکههای کوچک اینان هم تماشایی است.
در این نمایش، یک درویش مار را از جعبه بیرون آورد و با زبان دوشاخه و سرخرنگش، به دور بازوی خود حلقه زد. طول قد مار حدود یک متر بود و پولکهای رنگارنگ پوستش زیر آفتاب برق میزد.
درآمد یک معرکهگیر در هر معرکه بین چهار تا شش تومان است، اما این رقم به نحوه گرداندن بستگی دارد. دم معرکهگیر هرچه گرمتر باشد وجه بیشتری از جیب خلقالله بیرون میکشد. زمستان فصل رکود کار و کاسبی معرکهگیرهاست.
این عده جلوی چشمهای حیرتآلود تماشاگران با مارهای عظیم و افعیهای وحشتناکی که قبلا دندان زهری آنها را کشیدهاند بازی میکنند و به خلقالله مهره مار و روغن افعی میفروشند.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
