هالووین بازی به سبک ایرانیها!
به گزارش وبسایت صنعت جهان، سالنهای گریم و آرایشگاهها بستههای مخصوص هالووین را با قیمتهای متغیر عرضه میکنند. این بستهها به فروشگاههای لباس و ماسکهای وارداتی که با نرخهای دلاری به فروش میرسند، میپیوندند. جوانان ایرانی در سرتاسر کشور به سراغ این جشنهای هالووین میروند و تمها، لباسها و آرایشهای خاصی را برای خود انتخاب میکنند.
سوال درباره این استقبال از هالووین این است: چرا ما تا این اندازه به استقبال چنین آیینهایی میرویم؟ در ظاهر، پاسخ ساده است؛ دلمان شادی میخواهد. نسل جوان، به دنبال بهانهای برای خندیدن، دورهمی و هیجان است. هالووین هم فرصتی شده است برای همین تجربهی جمعی، برای بیرون زدن از روزمرگی. البته این را هم باید گفت، هر جشنی که بتواند مردم را شاد کند، در ذات خود میتواند اتفاق خوبی باشد.
اما مشکل از جایی شروع میشود که این شادیِ وارداتی تبدیل به نوعی مصرف فرهنگیِ بیفکر میشود. یعنی بدون آنکه فلسفه، تاریخ یا معنای پشتِ این آیین را بدانیم، تنها به ظاهر آن دل میبندیم. به دکورهای ترسناک، لباسهای خاص و چند عکس که در اینستاگرام منتشر شود و نشان دهد که ما از این غافله عقب نیسیتیم.
در چنین وضعیتی، ما بهجای تجربهی واقعی شادی، صرفا در حال دویدن هستیم تا خودمان را شاد نشان دهیم و تصویری از شادی را بازتولید کنیم. تصویری که متعلق به دیگری است. یکی از بازیگران جدی این مسیر، بلاگرهای فضای مجازی هستند. بلاگرهایی که با برگزاری مراسم و خرج کردن برای این نوع جشنها، مستقیم روی فرهنگ و سطح انتظارات مردم تاثیر گذاشتند.
مردمی که این مراسم را برای جشن گرفتن انتخاب کردند، باید درباره آن بدانند و پاسخی به سوال «چرا هالووین را جشن میگیرند؟» داشته باشند. هالووین، در اصل، جشنی است با ریشههای کهن در فرهنگ سلتیک و مسیحی؛ روزی برای یادبود رفتگان، برای مواجهه با ترس و مرگ.
اما در نسخهی امروزی، بهویژه در شکل رسانهایاش، به یک نمایش تجاری و سرگرمکننده تبدیل شده است؛ فرصتی برای فروش لباس و شکلات و عکسهای رنگی. رشد و پاگرفتن چنین جشنی، در فضای جامعهی خومان موضوع عجیبی نیست. چراکه بستر جامعهای که کمتر شادی دسته جمعی را به خودش دیده و از نبود برنامهریزیهای فرهنگی درست رنج میبرد، به سراغ هالووین میرود و اینطوری حس شادیاش را دریافت میکند.
اما چرا از فرهنگها و جشنهای دیگر استفاده نمیکنیم؟ مراسمهایی که در آنها هم شادی با مدل خودش برگزار میشود. ما خودمان فرهنگی غنی از آیینها و جشنهای شاد داریم. از مهرگان و یلدا گرفته تا چهارشنبهسوری، از نوروز تا سده، هرکدام از این جشنها در دل خود فلسفهای عمیق و پیوندی انسانی دارند.
این جشنها نهفقط برای خندیدن، بلکه برای یادآوریِ معناهای مشترک زندگی طراحی شدهاند. مثلاً در شب یلدا، گرد هم میآییم تا بلندترین شب سال را با دورهمی، شعر و شادی روشن کنیم. در چهارشنبهسوری، از روی آتش میپردیم تا از دل خاکستر، امیدی تازه بسازیم.
اما چرا این آیینها، با وجود غنای فرهنگی، دیگر به اندازهی هالووین برای نسل جوان جذاب نیستند؟ شاید پاسخ را باید در نحوهی اجرای شادی جستوجو کرد. ما نتوانستهایم آیینهای خودمان را بهروز کنیم، به زبان امروز بازگردانیم و از آنها تجربهای تازه بسازیم.
وقتی یلدا به یک مراسم خانوادگی تکراری تبدیل میشود یا چهارشنبهسوری با ترقه و دود گره میخورد، طبیعی است که نسل جدید در جستوجوی تجربهای تازه، به سراغ جشنهای دیگر برود. افراد باید خودشان را جزوی از آن مراسم بدانند. یعنی از آماده شدنشان تا کارهایی که قرار
