پایتخت تمدنی کشور میزبان ۵۰ ایرانشناس خارجی شد
به گزارش وبسایت صنعت جهان، ایرانشناسان سرشناس از کشورهای مختلف جهان، از امروز و فردا (دوشنبه و سهشنبه) در پنلهای تخصصی به گفتوگو میپردازند.
این رویداد علمی از ۲۴ آبانماه در تهران آغاز شده و در روزهای ۲۶ و ۲۷ آبان در شیراز ادامه مییابد. محور نشستهای این گروه بینالمللی در شیراز، «حافظ و ایرانشناسی» است.
رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز表示 که انتخاب این محور برای اجلاس در شیراز، هوشمندانه و نمادین است. او گفت: حافظ شیرازی بهعنوان یکی از تابناکترین چهرههای فرهنگ ایران، قرنهاست از مرزهای ایران گذشته و به یکی از ستونهای ایرانشناسی در جهان تبدیل شده است.
این اجلاس بستری برای تعمیق گفتوگوی تمدنها، ارائه تصویری دقیق از ایران و وحدت اندیشهها در مسیری صلحآمیز و سازنده است. همچنین این رویداد بینالمللی موجب ارتقای جایگاه علمی دانشگاه شیراز، توسعه گردشگری علمی و فرهنگی، و ایجاد فرصتهای نوین برای همکاریهای علمی بینالمللی خواهد شد.
این گردهمایی، فرصتی استثنایی برای معرفی ظرفیتهای بینظیر تاریخی، گردشگری، فرهنگی و طبیعی استان فارس، بهعنوان مهد تمدن ایرانزمین، به جهانیان است.
عصر روز نخست این اجلاس، ۵۰ ایرانشناس خارجی از محوطه جهانی تختجمشید بازدید خواهند کرد و میزگرد تخصصی با محوریت «کوروش» با حضور استادان برجسته تاریخ در پرسپولیس برگزار میشود.
براساس برنامهریزیهای انجامشده، دومین نشست علمی و آیین پایانی این اجلاس نیز فردا (سهشنبه) در تالار فجر دانشگاه شیراز برگزار خواهد شد.
استاد دانشگاه پیامنور با موضوع «زندگی به مثابه سوءتفاهم در اندیشه حافظ و نیکوس کازنتزاکیس» گفت: دیوان حافظ را میتوان تاریخ فشرده و پر فراز و نشیب ایرانیان دانست؛ دیوانی که در کنار آثار بزرگان دیگری، چون مولوی و سعدی، حقیقت پررنج و پرگداز تاریخ زیسته ما را با همه گسستهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی روایت میکند.
او افزود: در دیوان حافظ، گزارههایی، چون «چرخ بر هم زنم…» یا «فلک را سقف…» بازتاب تجربههای زیستهای هستند که در قالب توصیف و توصیه، به کاهش یکی از بزرگترین وجوه تراژیک زندگی یعنی درد و رنج گریزناپذیر میانجامند.
استاد دانشگاه پیامنور ادامه داد: بر اساس چارچوب نظری رابرت سالامون درباره ایماژهای شانزدهگانه زندگی، حافظ بهعنوان ضمیر ناخودآگاه انسان ایرانی در قرن هشتم، ایماژ تازهای را مطرح میکند؛ ایماژی که در امتداد مفاهیمی، چون «عدم تطابق رضای انسان با قسمت ازلی»، «اعتذار جنگ هفتاد و دو ملت» و «پذیرش نقش خطاپذیر انسان در لوح هستی» شکل گرفته و آن را میتوان «زندگی به مثابه سوءتفاهم» نامید.
پژوهشگر دانشگاه پیامنور تصریح کرد: در این پژوهش تلاش شده است با پرهیز از نگاه یکسویه و حافظزدگی، ایماژ «زندگی به مثابه سوءتفاهم» بهعنوان وجدان تاریخی و فرهنگی ایرانیان، در پیوند با آموزههای نیکوس کازنتزاکیس بررسی شود.
فرد دیگر، استاد دانشگاه بلگراد صربستان نیز در سخنرانی خود با موضوع «حقیقت و خیال در شعر فارسی با تأکید بر آثار حافظ، مولوی و سعدی» گفت: برگزاری چنین نشستهایی میتواند به معرفی بیشتر ظرفیتهای ادبی و فرهنگی ایران در جهان اسلام کمک کند.
او با اشاره به اینکه رابطه حقیقت و خیال در ادبیات فارسی بدون توجه به زمینههای فرهنگی قابل فهم نیست، افزود: از دوران یونان باستان، فیلسوفان درباره ماهیت حقیقت در شعر بحث کردهاند و این مباحث در ادبیات فارسی جلوههای تازهای یافته است.
استاد دانشگاه بلگراد صربستان با اشاره به دیدگاه افلاطون گفت: افلاطون شعر را بازنمایی واقعیت
