سه شنبه , 16 دی 1404 2026 - 01 - 06 ساعت :
» موسیقی » پشت پردهٔ موسیقی مدارس؛ به نام شادی، به کام بی‌قراری
پشت پردهٔ موسیقی مدارس؛ به نام شادی، به کام بی‌قراری
موسیقی

پشت پردهٔ موسیقی مدارس؛ به نام شادی، به کام بی‌قراری

دی ۱۶, ۱۴۰۴ 0

به گزارش وبسایت صنعت جهان، تحقیقات اخیر در حوزه نوروسایکولوژی رشد نشان می‌دهد که نوع موسیقی، ریتم، شدت، تداوم و محتوای آن اگر با مرحله ی رشدی کودک همخوان نباشد، می‌تواند روند طبیعی رشد عصبی و رفتاری را تحت تأثیر منفی قرار دهد.

در مغز کودک، به‌ویژه در سال‌های اولیه زندگی، بخش‌هایی مثل قشر پیش‌پیشانی که مسئول خودکنترلی، مهار تکانه‌ها، برنامه‌ریزی و تنظیم هیجان است، هنوز تکامل نیافته‌اند. در مقابل، ساختار‌هایی مانند آمیگدال که به محرک‌های هیجانی، صدا و تغییرات ریتم، واکنش نشان می‌دهند، فعال‌تر و واکنش‌پذیرتر هستند.

این عدم تعادل رشدی باعث می‌شود کودک در مواجهه با موسیقی، بیشتر دچار برانگیختگی عصبی شود و توان خاموش‌سازی یا تعدیل این تحریک را نداشته باشد. در کودکان زیر شش سال، این مسئله شکل پررنگ‌تری به خود می‌گیرد.

در این سن، مغز در مرحله‌ای است که شکل‌گیری مسیر‌های پایه‌ای تنظیم هیجان و توجه قرار دارد. موسیقی‌های دارای ریتم تند، ضرب‌آهنگ‌های شدید و الگو‌های تکراری سریع، باعث فعال‌شدن بیش‌ازحد قشر شنوایی و آمیگدال می‌شوند. این فعال‌سازی هم‌زمان با تحریک سیستم عصبی سمپاتیک رخ می‌دهد؛ سیستمی که مسئول واکنش‌های «جنگ یا گریز» است.

در نتیجه، افزایش ضربان قلب، بالا رفتن سطح هورمون‌های استرس (مانند کورتیزول) و کاهش فعالیت شبکه‌های آرام‌ساز مغز، از پیامد‌های مستقیم این وضعیت هستند. کودکانی که تحمل سکوت را ندارند، ممکن است دچار بی‌قراری، ناآرامی حرکتی، دشواری در نشستن یا توجه به یک فعالیت مشخص شوند.

بسیاری از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که مواجههٔ مداوم با موسیقی‌های پرهیجان در این سن، می‌تواند الگوی پایه‌ای تنظیم هیجان را مختل کند؛ به این معنا که مغز کودک به سطح بالایی از تحریک عادت می‌کند و در غیاب صدا و ریتم، احساس بی‌حوصلگی یا ناراحتی نشان می‌دهد.

کودکانی که تحمل سکوت را ندارند، معمولاً تحمل سکوت کمتری دارند و برای آرام‌شدن، وابسته به محرک‌های بیرونی می‌شوند. مسألهٔ مهم دیگر در این گروه سنی، محتوای هیجانی موسیقی است. کودک خردسال قادر به تحلیل معنای واژه‌ها یا مفاهیم پیچیده نیست. اما مغز او بار هیجانی صدا را به‌طور مستقیم در حافظهٔ هیجانی ثبت می‌کند.

هنگامی که موسیقی حاوی مفاهیمی مثل غم، دلتنگی، فقدان یا تنش عاطفی است، حتی اگر کودک معنای دقیق آن را درک نکند، «هیپوکامپ و آمیگدال» این هیجان‌ها را ذخیره می‌کنند. این تجربه می‌تواند باعث شکل‌گیری زمینه‌ای از اضطراب پنهان، ناپایداری خلق یا واکنش‌های هیجانی نامتناسب با موقعیت شود.

موسیقی‌های دارای بار عاطفی شدید، به‌ویژه آنهایی که مفاهیم بزرگسالانه مانند روابط عاطفی، شکست، خشم یا دلتنگی را منتقل می‌کنند، باعث فعال‌سازی آمیگدال می‌شوند، در حالی که قشر پیش‌پیشانی هنوز توان مهار و تحلیل این هیجان‌ها را به‌طور کامل ندارد.

این عدم توازن می‌تواند خود را به‌صورت نوسانات خلقی، حساسیت هیجانی بالا یا تقلید رفتاری و کلامی نشان دهد. پخش مداوم موسیقی در پس‌زمینهٔ زندگی کودک، حتی اگر به‌ظاهر ملایم باشد، می‌تواند باعث کاهش حساسیت مغز به سکوت و افت مهارت خودتنظیمی شود.

سکوت نقش مهمی در سازمان‌دهی شبکه‌های عصبی، پردازش تجربه‌ها و ایجاد تعادل عصبی دارد. حذف یا کاهش مزمن سکوت از زندگی کودک، یکی از عوامل پنهان در بروز بی‌قراری و ناتوانی در آرام‌سازی درونی محسوب می‌شود.

توصیه می‌شود که والدین و مربیان آگاه باشند و موسیقی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×