چرا این روزها همه از OCD حرف میزنند؟
به گزارش وبسایت صنعت جهان، در سالهای اخیر اصطلاح «OCD» یا وسواس فکری–عملی بیش از همیشه در گفتگوهای روزمره و شبکههای اجتماعی شنیده میشود. بسیاری از افراد رفتارهای دقیق و کمالگرایانه خود را «OCD» مینامند و گاهی بدون آگاهی دقیق از مفهوم علمی این اختلال، از آن مثل یک برچسب شخصیتی استفاده میکنند. اما واقعاً چه شده که این روزها همه از OCD حرف میزنند؟ آیا شیوع آن افزایش یافته یا فقط آگاهی عمومی بیشتر شده است؟
برخی از ما عادت داریم محیط را تمیز نگه داریم، کارها را منظم انجام دهیم یا برای تصمیمگیری وقت بگذاریم. اینها لزوماً به معنی داشتن OCD نیستند. OCD یک اختلال مشخص است با دو مؤلفهٔ اصلی: افکار مزاحم و ناخواسته که تکراری و آزاردهندهاند، و اعمال اجباری که برای کاهش اضطراب ناشی از آن افکار انجام میشوند حتی اگر فرد بداند منطقی نیستند. تفاوت اصلی در شدت و میزان اختلال در زندگی روزمره است. در OCD واقعی، این چرخه میتواند ساعتها از روز فرد را بگیرد و عملکردش را مختل کند.
مرتببودن یا تمیزی بدون اضطراب آزاردهنده، نظمدوستی و کمالگرایی که عملکرد را مختل نمیکند، یا حساسیت به جزئیات بدون افکار مزاحمِ ناخواسته معمولاً به معنای OCD نیست. در مقابل، زمانی میتوان به OCD فکر کرد که افکار مزاحم و تکرارشونده بهصورت ناخودخواسته بروز کنند و فرد برای کاهش اضطراب به رفتارهای اجباری مانند شستوشو، چککردن یا شمارش پناه ببرد، و این چرخه به کار، تحصیل یا روابط آسیب بزند یا وقتِ زیادی از روز را بگیرد. این میتواند OCD باشد.
پلتفرمهایی مثل اینستاگرام و تیکتاک باعث شدهاند افراد راحتتر دربارهی تجربههای ذهنی خود حرف بزنند. بسیاری با هشتگ #OCD تجربهشان را به اشتراک میگذارند و همین آگاهی عمومی را بالا میبرد. اما گاهی این اصطلاح به شکل شوخی یا نادرست استفاده میشود؛ مثلاً وقتی کسی فقط منظم است و خودش را «OCD» مینامد. چنین استفادههایی میتواند باعث شود مرز بین رفتارهای طبیعی و اختلال واقعی گم شود.
در گذشته، اختلال وسواس فکری–عملی اغلب نادیده گرفته میشد یا با برچسبهای فرهنگی توجیه میگردید. اما امروز مردم بیشتر دربارهی سلامت روان صحبت میکنند و محتوای آموزشی آنلاین در دسترستر شده است. تستهای غربالگری و خدمات روانشناسی آنلاین به افراد مهاجر کمک میکنند علائم خود را بهتر بشناسند و در صورت نیاز، به متخصص مراجعه کنند. در واقع، بخش زیادی از «افزایش موارد» OCD در سالهای اخیر، ناشی از آگاهی و تشخیص بهتر است، نه افزایش واقعی شیوع.
زندگی امروز با سرعت بالا، رقابت، بحرانهای جهانی و نااطمینانی همراه است. بسیاری از ما در واکنش به استرس و احساس بیثباتی، به دنبال نظم و کنترل میگردیم. در افرادی که زمینهی روانی یا ژنتیکی دارند، این تمایل میتواند به چرخهی وسواس–اجبار تبدیل شود؛ جایی که افکار مزاحم برای حفظ کنترل ظاهر میشوند و فرد برای آرام شدن، رفتارهای تکراری انجام میدهد. OCD در چنین شرایطی فقط یک اختلال نیست، بلکه واکنشی ناتمام به فشار دنیای مدرن است.
در فرهنگ ما، بعضی رفتارهای وسواسی مثل تمیزی زیاد یا دقت بالا در عبادات، نشانهی جدیت یا ایمان تلقی میشوند. همین نگاه باعث شده موارد زیادی از OCD واقعی سالها پنهان بمانند. اما تابوی حرف زدن از اختلالات روانی هنوز بهطور کامل از بین نرفته است. با این حال، نسل جوانتر در حال تغییر این نگاه است و به سلامت روان خود اهمیت بیشتری میدهد.
اگر افکار یا رفتارهای تکراری وقت زیادی از روزتان را میگیرند، باعث اضطراب یا خستگی ذهنی میشوند، یا در روابط و کارتان اختلال ایجاد میکنند، وقت آن است که با یک روانشناس
