چرا فردین از ایران نرفت؟
به گزارش وبسایت صنعت جهان، محمدعلی فردین یکی از بازیگران مهم سینمای پیش از انقلاب ایران است که در نوع خود پرچمدار سینمای فردینی است. پس از انقلاب ایران و ماندن در ایران، او در هیچ فیلم سینمایی یا مصاحبهای شرکت نکرد و حتی به هياهو و جنجال هم نپرداخت. تا زمان درگذشتش، پایگاه مردمی طرفداران و مخاطبان سینمای خود را حفظ کرد.
این بازیگر که بهعنوان کارگردان و تهیهکننده هم در سینما فعالیت میکرد، پیشینهای ورزشی داشت و در رشته کشتی با ورزشکاران مانند غلامرضا تختی، عباس زندی و … دوست و همکار بود. خاطرات و تاریخ شفاهی او از اینجهت بخشی از تاریخ سینمای ایران را در بر میگیرد که نکات و ناگفتههایی را در خود جا داده است.
فردین در گفتوگوی خود با عباس بهارلو، یکی از موضوعات خاطرات خود را درباره تصویر کلانتریهای پیش از انقلاب در سینمای آن دوره مطرح کرد. او گفت که قصه کلانتری در مملکت ما حقیقت داشته و تا زمانی که کلانتری به محلهها نیامد، چاقوکشی و قمهکشیها وجود داشت. او اینگونه ادامه داد که پس از استقرار کلانتریها، لاتها و زورگیرها هرچه اخاذی میکردند، با کلانتری نصف میکردند و مردم هم دیگر آژانها و کلانترها را میشناختند و میدانستند که «دردی که دوا نمیکنند هیچ، بدتر گرفتاریهایی هم درست میکنند.»
فردین در این مصاحبه گفت که پس از انقلاب ایران، نامهای گلایهآمیز با عنوان «گلایه فردین از فردین» یا «دفاع فردین قهرمان از فردین هنرمند» نوشت که یکنسخه از آن را به وزارت ارشاد فرستاد و نسخه دیگر را در اختیار مسئولان انجمن حافظان فرهنگ و هنر ایران قرار داد. او در مورد عدم فعالیت خود در سینمای پس از انقلاب ایران گفت که وقتی گذشتهاش را مرور میکند، هیچ نقطه سیاهی یا مبهمی در آن نمیبیند و احساسش این است که به او ظلم شده، چون هنرپیشههای دیگری بودند که کارنامه خود و اطرافیانشان در روزهای پیش از انقلاب پاک نبوده، اما اجازه کار داشتند و توانستند فیلم بازی کنند.
فردین در این گفتوگو از زندگی خانوادگی خود پیش از ورود به سینما گفت که تا ۱۷ سالگی بههیچوجه به سینما نرفت؛ وقتی ۱۸ ساله بود ازدواج کرد و زمانی که قهرمان کشتی جهان شد، پسرش چهارپنجساله بود. او همچنین روایت کرد که در طول سالهای فعالیت در سینما و عرصه هنر، یکدیدار با فرح پهلوی جلسهای داشته که در هتل شرایتون برگزار شده است. این ماجرا مربوط به زمان نخستوزیری امیرعباس هویدا بود و فردین میگفت که شبی مشغول تدوین یکی از فیلمهای خود بوده که تلفنش زنگ خورده و هویدا در سوی دیگر خط از او خواسته خود را به سرعت به هتل برساند. او هم به منزل رفته و با تعویض لباس خود را به محل مورد نظر رسانده است.
ادامه ماجرای مورد اشاره به روایت فردین از اینقرار است: «تعدادی از کارگردانها بودند. آقای قنبری، که مسیول خانه هنرمندان بود، مرا برد پیش فرح و من راجع به مشکلات و گرفتاریهای کار هنرپیشهها صحبت کردم، که برخلاف کارکنان همه سازمانها جای تفریح ندارند. پیشنهاد دادم که یکگورستان ویژه هنرمندان احداث کنند. فرح به هویدا گفت و من هم پشت کار را گرفتم. حتی رفتیم به شمال و قطعهزمینی پیدا کردیم و از خودم ۱۰ هزار تومان دادم و قولنامه کردم تا یکمجتمع تفریحی برای هنرمندان ساخته شود.»
فردین در ادامه گفت که پس از این دیدار، یکزمین در اطراف شمیران پیدا کرده و مقدمات دیوارکشی آن را بهعنوان گورستان هنرمندان تدارک دیده است. طبق وعدههای داده شده بنا بوده هویدا پول اینکار را از طرف نخستوزیری پرداخت کند که حوادث انقلاب پیش آمدند و این ماجرا پیگیری نشد.
منبع: باشگاه خبرنگ
